گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۵۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کون خر را نظام دین گفتم

پشک را عنبر ثمین گفتم

اندر این آخرجهان ز گزاف

بس چمن نام هر چمین گفتم

طوق بر گردن کپی بستم

نام اعلا بر اسفلین گفتم

عجز خواهید روح را که ز عجز

صفت روح بهر طین گفتم

حلیه آدم و خلیفه حق

بهر ابلیس و هر لعین گفتم

زاغ را بلبل چمن خواندم

خار را سرو و یاسمین گفتم

دیو را جبرئیل کردم نام

ژاژ را حجت مبین گفتم

ای دریغا که کان نفرین را

از طمع چند آفرین گفتم

از خری بود آن نبد ز خرد

که خر ماده را تکین گفتم

توبه کردم از این خطا گفتن

همه عمرم بس ار همین گفتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهمن بیدو نوشته:

در قرون وسطا ، حکومت دیکتاتوری کلیسا خود را حکومت دین و الهی مطرح مینمود. همچنان که حکومت دیکتاتوری و سرسپرده صدام حسین و یا جمهور اسلامی پاکستان خود را حکومت دین قلمداد میکنند…..

تاوتک نوشته:

ساختار قبیلگی بود وناتوان بودند در اداره اداره دولت و نابسامانی اجتماعی و اقتصآلک

تاوتک نوشته:

بله بهمن جان درست میفرمایید .کلیسای کاتولیک که ادعای رهبری مسیحیان جهان را داشت خود را جانشین مسیح بر روی زمین میدید!و برای اینکه به این موضوع عینیت بخشد به طور همه جانبه و در همه امور دخالت میکرد من خوانده ام که گاهی داعیه ی نظارت بر دولت هم داشت ولی به نظر من بزرگ ترین جنایتی که کلیسای آن زمان مرتکب شد این بود که میکوشید تا ارتباط هر تفکر نظری را با اعتقادات مسیحی حفظ کند

تاوتک نوشته:

اما موضوع به اینجا ختم نمیشود و هر علم و تفکری باید یا در خدمت دین میبود و یا در ارتباط با آن شکل میگرفت .و دل آدم کباب میشود!در این دوره چه بسیار آثار هنری و حتی نوشتاری که نابود شدند فقط به خاطر اینکه کلیسا آنها را شرک آلود و غیر اخلاقی خوانده بود ..

تاوتک نوشته:

اما یک سخن خواندنی و امیدوار کننده از برایان مگی در این زمینه برای دوستان مینویسم که صبح آدینه دوستان خولم را با این حرفهای دردناک خراب نکرده باشم .”در ایامی کهاروپا این قرون تاریک را از سر میگذراند اسلام در حال بالیدن بود و این عصر زرین اسلام است”

تاوتک نوشته:

اما کوششهای بسیاری شد تا این وضعیت بهبود پیدا کرد و بسامان شد .اما متاسفانه خورشیدی که در جوامع اروپای آن زمان در حال افول بود و در سرزمینهای اسلام طلوع کرده بود اینبار از محل طلوعش در حال افول است ..و دل آدم به درد می آید من خوانده ام که زمانی که سارل کبیردر صدد بر آمد مدرسه ای تاسیس کند که دولتمردان با سواد شوند به زحمت توانست از گوشه و کنار دو نفر اهل فضل بیابد برای تدریس .

تاوتک نوشته:

دوستان با پوزش حاشیه اولم خود به خودتاییدو ثبت گردید

شمس الحق نوشته:

تاوتک عزیز!
نه که گفتم چقدر نادانم . پس اگر خطا میگویم اصلاح کنید . رنسانس ایتالیا مگر نه که حول و حوش همین دورانست و مگر نه که عالی ترین و زیباترین آثار هنری تاریخ بشر در همین دوران بدست نوابغی چون لئوناردو داوینچی که بیگمان هوشمند ترین انسان روی زمین است خلق شد .

تاوتک نوشته:

عزیزم شمس الحق جان درود
بحث پیرامون قرون وسطی ست اما در مورد داوینچی میدانیم که رویکرد تابلوهای وی و هم عصرش میکلانژ کاملا آرمانگرایانه و الهی است و نه واقع گرایانه .آثاری که تقدس در آنها موج میزده است آثاری چون شام آخر ،قدیس یوحنا و یا حتی مونالیزا .من خوانده ام که میکل سه سال تمام بر داربستی دراز میکشید تا سقف یک کلیسا را نقاشی کند و دانستانهایی را حک کند از انبیا و و اصلا ویژگی هنر نقاشی رنسانس با محوریت چهره های مذهبی بوده است و قدیسان و تصلیب مسیح و تاج مریم و مرغ سقا و ..

شمس الحق نوشته:

تاوتک عزیز درود بر شما
بیشتر آنچه که میفرمایی قرین به صحت است اما اشکالش درچیست و مگر آرمانگرایی چه بدی دارد . راست میفرمایی داوینچی در خلق آن شاهکار برسقف کلیسای سن پیتر رنجی عظیم برد و خلق کارهای بزرگ و ماندنی چنین است . بنظر شما کار نقاشان سبک رئالیسم که در کسری از دقیقه وبا ترسیم چند خط روی بوم پدید میاید بلحاظ ارزش هنری والاتراست یا مثلاً شامرآخر و دست آخراینکه نمی فهمم چه چیز تقدس بد است که شما گله میکنی . تا آنجا که حقیر میداند همه پلیدی ها و بدی ها از بی تقدسیست . اینها که شما با نفرت یاد میکنی مثل تصلیب عیسی و غیره جهان را دگرگون کرده اند و بایستی که بدست بهترین هنرمندان زمانه ماندگار وابدی میشد که شده است . بنطر میرسد که زاویه ای میان ما موجودست ، شاید توضیح بیشتر در فهمیدنت مرا یاری کند دوست من . اما از یک دوستدار مثنوی شنیدن این سخنان که از الوهیت و تقدس و مذهب گریزان است جای عجب دارد و مگرمثنوی جزاینها که فرمودی هم هست .

تاوتک نوشته:

استاد عزیزم درود
اصلا بحث آرمانگرایی و اشکالات احتمالی آن نیست و من با تقدس مشکلی ندارم و بدی و پلیدی را نمیپسندم .موضوع بر سر سوء استفاده هایی بود که کلیسا از قدرت به نا حق بدست آمده خود در قرون وسطی میکرد که بحث نقاشی های داوینچی مطرح شد که چرا آثار داوینچی و دیگران که دررنسانس به وجود آمده اند(عصر مترقی اش)هم اکنون باقی هستند که عرض کردم آنهایی هم که هستند از فیلتر کلیسای آن دوره گذشته اند استاد مگر بانوی صخره ها را مطالعه نفرمو ده اید ؟که شرحی است بر تابلویی از داوینچی با همین موضوع .عزیزم این تابلو چند بار به وسیله کلیسا رد شد!و جالب این بود که به سفارش خود کلیسا انجام شده بود .وقتی میگویند داوینچی نابغه است به خاطر درایتی است که در آن خفقان به خرج داد تا آثارش را از فیلترینگ و ممیزی و تحریف نجات دهد اول کلیسا گفت چرا دست زنی که در تابلو است گردن روحی که در پس زمینه است را قطع کرده!نابغه مورد بحث ما کار را با گذاشتن یک صلیب در دستان مسیح!و هاله نوری بر گردن مریم مقدس !تمام کرد تا اینجایش را همه میبینیم اما اینجا به بعد کار دل است!و همه نمیبینند .پس زمینه تیره شد به نشانه اعتراض اما کلیسای مقدس اصلا موضوع را نفهمید و گذشت و اینکه باپوزش در این تابلو مریم مقدس بر ری سطحی نشسته است که بالای سرش ستونهایی هستند که باز هم با پوزش شبیه آلت مرد هستند که در حفره هایی شبیه رحم یا زهدان زن فرو رفته اند و در نهایت این ستون و حفره ها میشود کلیسا خوب این هم اعتراضی بوده به باکرگی مریم مقدس اما ما نمیبینیم و فقط چشممان هاله را میبیند و صلیب را و به به و چه چه به این تقدس و هرکه هم جز این بگوید که میشود ..

تاوتک نوشته:

بعد التحریر
استاد مندر زمینه رابطه داوینچی با شاگردان مردش سالای و ملزی زیاد خوانده ام اگر مایل بودید برایتان مینویسم که چگونه داوینچی تمام ارث خود را برای ملزی گذاشت

تاوتک نوشته:

بعد التحریر ۲
یکی از آرزو هایم این است که این تابلو و تابلویی که مرگ مسیح در آغوش مادر به تصویر کشیده شده و عضلات مسیح به احترام مادر بودن مریم از آن کوچکتر ترسیم شده اند ببینم

شمس الحق نوشته:

تاوتک عزیز سلام بر شما !
فرمایشات اخیرت حقیر را بشدت حیرت زده و راستش را بخواهی افسرده و حتی نا امید ساخت . اول که می فرمایی : ” اصلاً بحث آرمانگرایی و … نیست و من با تقدس مشکلی ندارم ” درحالیکه چند خط بالاتر فرموده ای : ” رویکرد تابلوهای وی و میکل انجلو کاملاً آرمانگرایانه است و تقدس در آنها موج میزند ” و سپس فرمایشاتی در خصوص کلیسای کاتولیک میفرمایی که بوی شدید تعصب دینی از آن استشمام میشود که حقیر مطلقاً چنین اظهاراتی را از تو انتظار نداشتم . تاوتک جان من آن کتاب را خوانده ام و آن تابلو را که شهرتی عالم گیر دارد دیده ام که اگرچه از بهترین آثار داوینچی نیست اما کتب و مقالات بسیاری در ستایش آن و اهمیت و ارزش آن نوشته شده و آن کتاب تنها نقد مغرضانه بر آن اثر مهم نقاش است که متأسفانه شما هم عین جملات نویسنده را گویی که وحی نازل است پذیرفته و تکرار می فرمایی . نبوغ داوینچی مطلقاً ربطی به این تابلو و آنچه که آن کتاب میگوید ندارد . دانشمندان بر اساس کارهای او و طرح هایش مثل هلی کوپتر و آن دایره ای که یک انسان با دست های باز درون آنست که بیس و بنیاد همه هنرهای تجسمی است و صد ها طرح علمی او برایش ضریب هوش ۲۵۰ را برگزیده اند که از آی کیوی انیشتین بیشتر است و به او لقب باهوش ترین انسان داده اند که چنین هم هست . شما به کلیسای کاتولیک انتقاداتی داری که بخشی از آن وارد است اما توجه نمی فرمایی که ایشان خودشان را اصلاح کردند و پروتست کردند و نماز را بعوض لاتین بزبان خودشان خواندند و کاری را که ما ایرانیان ۱۴۰۰ سال است عرضۀ انجامش را نداریم بانجام رساندند و اینک تعداد کلیساهای موجود در جهان بقدری زیادست که بشمارش در نیاید . و بالاخره هم آنچه را که شما با یقین کامل در آن تابلو مشاهده میکنی در حالیکه خود میفرمایی آنرا ندیده ای وجود خارجی ندارد و همه اغراض نویسندۀ آن کتاب است که در جهان مسیحی و خصوصاً کاتولیک حکم کتاب آیات شیطانی را در جهان اسلام دارد .
دیرگاهست و من خسته ام . انشاالله این سخن را در مجالی دیگر پی میگیریم .
بعد التحریر :
تاوتک جان ادرس ایمیل مرا هم دکتر کیخا میداند و هم گنجور ، پیدا کردن آن هم بسیار آسانست و من ترجیح میدهم نظیر این مباحث را آنجا ادامه بدهیم .

ناشناس نوشته:

بااحترام.تکین درترکی باستان بمعنی شاهزاده میباشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام