گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۲۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم

در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من

به عاقبت به من آیی که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی

که نقش بند سراپرده رضات منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی

مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو

بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند

که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند

که گم کنی که سرچشمه صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت

نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست

وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

س. ص. نوشته:

نگفتمت که چو مرغان بسوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم
با تشکر.

پاسخ: با تشکر از شما، بیت جا افتاده به آخر غزل اضافه شد، اگر از دوستان کسی به نسخه‌ی کاغذی دیوان شمس دسترسی دارد، ما را از موقعیت درست بیت مذکور آگاه کند.

روزانه‌ترهای همان دخترک که چهار ستاره کم دارد » نگفتمت نوشته:

[…] تو  یکی ماهی [ ارسال نظر ] - [ ارسال بازتاب ] - [ پیگیری نوشته با RSS ] - […]

علی ا نوشته:

سلام
۱/ بیت جا افتاده، یعنی نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو …، می‌نشیند جای بیت ۵/ یعنی بعد از بیت نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی و قبل از بیت نگفتمت که تورا “ره‌زنند” و سرد کنند (۲/ رهزنند —-> ره‌زنند)
۳/ بیت آخر، اگر چراغ دلی …، هر دو ” دانک” —-> دان‌که.

کلیات شمس تبریزی، دکتر توفیق ه سبحانی.

پاسخ: با تشکر از زحمت شما، مطابق تحقیق و فرموده تصحیح شد.

ویرایش جدید ساغر