گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۸۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

من که حیران ز ملاقات توام

چون خیالی ز خیالات توام

به مراعات کنی دلجویی

اه که بی‌دل ز مراعات توام

ذات من نقش صفات خوش توست

من مگر خود صفت ذات توام

گر کرامات ببخشد کرمت

مو به مو لطف و کرامات توام

نقش و اندیشه من از دم توست

گویی الفاظ و عبارات توام

گاه شه بودم و گاهت بنده

این زمان هر دو نیم مات توام

دل زجاج آمد و نورت مصباح

من بی‌دل شده مشکات توام

ای مهندس که تو را لوحم و خاک

چون رقم محو تو و اثبات توام

چه کنم ذکر که من ذکر توام

چه کنم رای که رایات توام

سنریهم شد و فی انفسهم

هم توام خوان که ز آیات توام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

این غزل هم به شخص شمس بر میگردد؟!

ناشناس نوشته:

به گمانم نه….به ذات حق بر میگردد

نقشینه نوشته:

استاد شمس الحق میشود نگاهی به این غزل بیاندازید و شرحی بدهید؟!
در باب اینکه غزل به چه کسی بر میگرذ و معنی بیت آخر چیست…
با تشکر

ابراهیم نوشته:

گاه شه بودم و گاهت بنده
این زمان هر دو نیم مات توام

محمد ابوالفتحی نوشته:

با سلام خدمت تمام دوستداران امام مولانا
این غزل ربانی را با صدای عرفانی سلطان آواز استاد شهرام خان ناظری گوش دهید و با آن اوج بگیرید…

کانال رسمی گنجور در تلگرام