گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۸۱

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

من از این خانه به در می نروم

من از این شهر سفر می نروم

منم و این صنم و باقی عمر

من از او جای دگر می نروم

به خدا طوطی و طوطی بچه‌ام

جز سوی تنگ شکر می نروم

یک زمانی که ز من دور شود

جز که در خون جگر می نروم

گر جهان بحر شود موج زند

من به جز سوی گهر می نروم

بلبل مستم و در باغ طرب

جز به سوی گل تر می نروم

در سرم بوی میی افتاده‌ست

تا چو می جز که به سر می نروم

این چنین باغ و چنین سرو و چمن

جای آن هست اگر می نروم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام