گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۳۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم

تابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم

یا رب این بوی طرب از طرف فردوس است

یا نسیمی است که از روز وصالش رسدم

این ز عشق است که مغزم ز طرب خیره شده‌ست

یا که جامی است که از خمر حلالش رسدم

یا چو بازی است که از عشق همی‌پراند

یا کبوتربچگان از پر و بالش رسدم

سرکشان از طرف غیب به من می آیند

وین مددها همه از لذت حالش رسدم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

دیوانگی بار ناییدار (منفی) دارد چون از دیو نام برده ایم و جنون از جن ولی خیرگی محترمانه تر است و خردباختگی نیز کاربرد ویژه خود را دارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام