گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۶۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

من اشتر مست شهریارم

آن خایم کز گلو برآرم

چون گلبن روی اوست خویم

اشکوفه من بود نثارم

چون بحر اگر ترش کنم رو

پرگوهر و در بود کنارم

گر یار وصال ما نجوید

با عشق وصال یار غارم

خواری که به پیش خلق عار است

آن عار شده‌ست افتخارم

باد منطق برون کن از لنج

کز باد نطق در این غبارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام