گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

من دوش به تازه عهد کردم

سوگند به جان تو بخوردم

کز روی تو چشم برندارم

گر تیغ زنی ز تو نگردم

درمان ز کسی دگر نجویم

زیرا ز فراق توست دردم

در آتشم ار فروبری تو

گر آه برآورم نه مردم

برخاستم از رهت چو گردی

بر خاک ره تو بازگردم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام