گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۳۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

من و تو دوش شب بیدار بودیم

همه خفتند و ما بر کار بودیم

حریف غمزه غماز گشتیم

به پیش طره طرار بودیم

بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم

که با عشق نهانی یار بودیم

اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد

به پیش صانع جبار بودیم

عجب نبود اگر ما را ندیدند

که ما در مخزن اسرار بودیم

بیاوردیم درها ارمغانی

که یعنی ما به دریابار بودیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام