گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۰۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

حسودان را ز غم آزاد کردم

دل گله خران را شاد کردم

به بیدادان بدادم داد پنهان

ولی در حق خود بیداد کردم

چو از صبرم همه فریاد کردند

چنان باشد که من فریاد کردم

مرا استاد صبر است و از این رو

خلاف مذهب استاد کردم

جهانی که نشد آباد هرگز

به ویران کردنش آباد کردم

در این تیزاب که چون برگ کاه است

به مشتی گل در او بنیاد کردم

فراموشم مکن یا رب ز رحمت

اگر غیر تو را من یاد کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام