گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۸۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

چون در عدم آییم و سر از یار برآریم

از سنگ سیه نعره اقرار برآریم

بر کارگه دوست چو بر کار نشینیم

مر جمله جهان را همه از کار برآریم

گلزار رخ دوست چو بی‌پرده ببینیم

صد شعله ز عشق از گل گلزار برآریم

بر دلدل دل چون فکند دولت ما زین

بس گرد که ما از ره اسرار برآریم

چون از می شمس الحق تبریز بنوشیم

صد جوش عجب از خم و خمار برآریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام