گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۷۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

بجز عشق به جز عشق دگر کار نداریم

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم

چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم

بیایید بیایید که تا دست برآریم

چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم

که امروز همه روز خمیریم و خماریم

مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت

که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم

شما مست نگشتید وزان باده نخوردید

چه دانید چه دانید که ما در چه شکاریم

نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم

برآییم بر این چرخ که ما مرد حصاریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » شورانگیز » تصنیفِ صبوح

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۲۶ » (ماهور) (۱۲:۲۵ - ۱۷:۲۲) نوازندگان: لطفی، محمدرضا (‎تار) خواننده آواز: مرضیه سراینده شعر آواز: مولوی (غزل) مطلع شعر آواز: بجوشید بجوشید بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

رضا یزدانی » شهر دل » بجوشید

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سارا نوشته:

بیت آخر به زیبایی و در نهایت ظرافت به بُعد اشاره دارد.
سخن از خاک و حصیر (افقی) و برآمدن و حصار (عمودی) دو محور جهان را تصویر می کنند و از سویی دیگر “چرخ” چه به معنای روزگار و چه به معنای لغوی آن (گردش) بُعد سومی را هم به مفهوم اضافه می کند. در کنار تمام این ها، عنصر حرکت و پویایی (مانند چیزی که در سماء می بینیم) شعر را زنده می کند.

حامد نوشته:

گاهی فکر می کنم که در ایران چیزی است که در میان اقوام دیگر متمایز است. احساس با واقعیت طوری ترکیب می شود که در میان دیگر نوشته ها متمایز می شود.

باده پرست نوشته:

با این ترکیب هم می تواند جالب باشد
در این خاک در این خاک دراین مزرع می پاک
بجز مهر بجر عشق دگر تخم نکاریم

مجتبی نوشته:

ولی فکر کنم درست تر اینه
بجزمهر بجزعشق دگر ذرنکاریم

مجتبی نوشته:

ببخشید دگر بذر نکاریم

مرتضی نوشته:

من هم دگر بذر نکاریم رو شنیدم و بیشتر پسندیدم

علاء نوشته:

حضرت مولانا در بیت دوم جان و قلب آدمی را به مزرعه پاکی تشبیه میکند که جایگاه راستینش عشق و محبت است .

آقابابا نوشته:

به نام خدا
به قول ظریفی ما نه تنها باید شعر بخوانیم که اولی تر آنست که شعرهایمان را زندگی کنیم.حقیقتا وقتی در احوال تاریخ گذشته بر جهان و عمر اندک در اختیار مستغرق میشوم به این نتیجه میرسم که
«در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم»

مدتی که این عشق ورزی به همنوع و حتی موجودات را تمرین میکنم ،چنان متلذذ و متبسم و زلال هستم که گاه سنگ از پشت نمازم پیداست.

سراج نوشته:

به تصحیح و طبع زنده یاد بدیع الزمان فروزانفر، بیت دوم همین طور که آمده صحیح است…

در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک
بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم …

کامران کمیلی پور نوشته:

بیت اول این غزل را در مجموعه رسول آفتاب، دکتر سروش این گونه قرائت می کند:
بجوشید بجوشید که ما بحر شعاریم.
….

کلمه شعار، از شَعر به معنی مو (پشم) گرفته شده است. شعار، یعنی موبافت. یعنی تن پوش. شعور یعنی نکته سنجی. مو از ماست کشیدن.
در گذشته، کلمه شعار، همان معنی لباس را داشت. در حالی که در ادبیات سیاسی امروز، کلمه شعار به معنی داد و فریاد در حین تظاهرات خیابانی است.
اهل شعار بودن، در ادبیات قدیم فاقد معنی بود و در ادبیات جدید یعنی کسی که شعار می دهد و اهل شعور نیست!
بحر شعار، یعنی کسی که دریا، تن پوش اوست. مولانا گفته است آرام مباشید و بجوشید که دریا، تن پوش ماست.
به این ترتیب، قرائت دکتر سروش، بر آنچه اینجا آمده ترجیح دارد.

Ardesheer نوشته:

با درود، جناب کامران عزیز گمان من بر این است که شعار کوتاه شده ى شعائر باشد که به ضرورت وزن و قافیه کوتاه شده و خود جمع شعور به معنى احساس میباشد. کلمه ى شعور و فعل شَعَرَ به معناى احساس و احساس کردن در عربى بکار میرود چنانکه مثلاً می گویند : أنى أشعر بالسعادة : احساس شادمانى میکنم. و معنى مصرع اول می شود : بجوشید که ما دریاى احساس (احساسات) هستیم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام