گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم

مکن ای شه مکافاتم مکن ای شه مکافاتم

دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری

اگر در پیش محرابم وگر کنج خراباتم

به لخت این دل پاره مگر رحمت شد آواره

مرا فریاد رس آخر که در دریای آفاتم

چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد

چه بی‌برگم ز هجرانش اگر در باغ و جناتم

مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم

چو شام زلف او خواهم چه سود از شام و شاماتم

چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده

چو پیش او زمین بوسم به بالای سماواتم

سعادت‌ها که من دارم ز شمس الدین تبریزی

سعادت‌ها سجود آرد به پیش این سعاداتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام