غزل شمارهٔ ۱۳۹۶
باز در اسرار روم جانب آن یار روم
نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم
تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا
همره دل گردم خوش جانب دلدار روم
صبر نماندهست که من گوش سوی نسیه برم
عقل نماندهست که من راه به هنجار روم
چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن
گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم
خسته دام است دلم بر در و بام است دلم
شاهد دل را بکشم سوی خریدار روم
گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی
راه دکانم بنما تا که پس کار روم
تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش
کو اثری از دل من تا که بر آثار روم
تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد
کف به کف یار دهم در کنف غار روم
درس رئیسان خوشی بیهشی است و خمشی
درس چو خام است مرا بر سر تکرار روم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
روزبه نوشته:
به نظرم یک “و” در بیت دوم مصرع دوم جا افتاده:
همره دل گردم و خوش جانب دلدار روم
—
پاسخ: میتواند اینطور که شما میفرمایید درست باشد و البته بدون واو هم با توجه به قواعد تقطیع سکته مجاز است. دوستان با دیوان چاپی مقایسه کنند نتیجه را اطلاع دهند.
نگین شکروی نوشته:
بادرودوسپاس فراوان
متن شعر بصورت حاضر, مطابق با نسخه ی اصلی است(همره دل گردم خوش جانب دلدار روم)
—
پاسخ: ممنون بابت زحمتی که برای تحقیق مطلب کشیدید.