گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

تعال یا مدد العیش و السرور تعال

تعال یا فرج الهم فاتح الاقفال

لقاء وجهک فی الهم فالق الاصباح

سقا جودک فی الفقر منتهی الاقبال

تعال انک عیسی فاحی موتانا

تعال و ادفع عنا خدیعه الدجال

تعال انک داوود فاتخذ زردا

تصون مهجتنا من اصابه الانصال

تعال انک موسی تشق بحر ردی

لکی تغرق فرعون سییء الافعال

تعال انک نوح و نحن فی الطوفان

اما سفینه نوح تعد للاهوال

فهم صفاتک لکن تصورت بشرا

فکم لفضلک امثالهم بلا امثال

یحیل طالب دنیا وجودک الاعلی

و فی وجودک دنیاه باطل و محال

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام