گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ایها النور فی الفؤاد تعال

غایه الجد و المراد تعال

انت تدری حیاتنا بیدیک

لا تضیق علی العباد تعال

ایها العشق ایها المعشوق

حل عن الصد و العناد تعال

یا سلیمان ذی الهداهد لک

فتفقد بالافتقاد تعال

ایها السابق الذی سبقت

منک مصدوقه الوداد تعال

فمن الهجر ضجت الارواح

انجر العود یا معاد تعال

استر العیب و ابذل المعروف

هکذا عاده الجواد تعال

چه بود پارسی تعال بیا

یا بیا یا بده تو داد تعال

چون بیایی زهی گشاد و مراد

چون نیایی زهی کساد تعال

ای گشاد عرب قباد عجم

تو گشایی دلم به یاد تعال

ای درونم تعال گویان تو

وی ز بود تو بود و باد تعال

طفت فیک البلاد یا قمرا

بی‌محیطا و بالبلاد تعال

انت کالشمس اذ دنت و نأت

یا قریبا علی العباد تعال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام