گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۵۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

تا تو بمانی چو عشق در دو جهان بی‌زوال

چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر

خاصه که منقار هجر کند تو را پر و بال

آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول

آه ز یار ملول چند نماید ملال

آن که همی‌خوانمش عجز نمی‌دانمش

تا که بترسانمش از ستم و از وبال

جمله سؤال و جواب زوست منم چون رباب

می‌زندم او شتاب زخمه که یعنی بنال

یک دم بانگ نجات یک دم آواز مات

می‌زند آن خوش صفات بر من و بر وصف حال

تصلح میزاننا تحسن الحاننا

تذهب احزاننا انت شدید المحال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام