گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۰۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای جهان را دلگشا اقبال عشق

یفعل الله ما یشا اقبال عشق

ای صفا و ای وفا در جور عشق

ای خوشا و ای خوشا اقبال عشق

ای بده جانتر ز جان دیدار عشق

وی فزون از جان و جا اقبال عشق

تا ز اخلاص و ریا بیرون شدم

جان اخلاص و ریا اقبال عشق

گر بگردد آفتاب از ضعف نیست

نقل کرد از جا به جا اقبال عشق

خلق گوید عاقبت محمود باد

عاقبت آمد به ما اقبال عشق

من دهان بستم که بگشادست پر

در دل خلق خدا اقبال عشق

بد دعا زنبیل و این دولت خلیل

می‌نگنجد در دعا اقبال عشق

وحدت عشقست این جا نیست دو

یا تویی یا عشق یا اقبال عشق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام