گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۸۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

تمام اوست که فانی شدست آثارش

به دوستگانی اول تمام شد کارش

مرا دلیست خراب خراب در ره عشق

خراب کرده خراباتیی به یک بارش

بگو به عشق بیا گر فتاده می‌خواهی

چنان فتاد که خواهی بیا و بردارش

میا به پیش ز درش ببین که می‌ترسم

ز شعله‌ها که بسوزی ز سوز اسرارش

وگر بگیردت آتش به سوی چشم من آ

که سیل سیل روانست اشک دربارش

حدیث موسی و سنگ و عصا و چشمه آب

ز اشک بنده ببینی به وقت رفتارش

برآر بانگ و بگو هر کجا که بیماریست

صلای صحت و دولت ز چشم بیمارش

برآ به کوه و بگو هر کجا که خفته دلیست

صلای بینش و دانش ز بخت بیدارش

که نور من شرح الله صدره شمعیست

که در دو کون نگنجد فروغ انوارش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

دوستگانی باده ای است به یاد دوستان خوردن ، شاید دوستکامی هم بشود البته علامه دهخدا ننوشته است

امین کیخا نوشته:

خفته دل یعنی غافل

پیرایه یغمایی نوشته:

با پوزش از امین عزیز درمورد دوستگانی و دوستگانی اول باید اشاره داشت که به معنی پیاله و جام و شاید هم استگان / استکان است در بلخ مثلی است رایج که می گویند : به دوستگانی اول از هوش رفت یعنی هنوز با پیاله ی اول کارش تمام شد/ ظاهراً نظر مولانا هم همین است :
به دوستگانی اوّل تمام شد کارش

شمس الحق نوشته:

نه جناب یغمایی استکان یک لغت زبان روسی است و از روسیه وارد شده است ، معنی دوستگانی همانست که دکتر کیخا فرمود .

دکتر ترابی نوشته:

سلام،
دوست+کام، دوستکامی چنانکه که در فرهنگ معین آمده است:

۱ به کام دوستان زیستن، در برابر دشمنکامی
بختیاری..
۲ میگساری با یاران و دوستان
۳ می که با یا به یاد دوستان نوشند
۴پیاله به دست کسان دادن تا به یاد دوستان نوشند.
۴ ظرف آب یا شربت که در مجالس از برای عموم می نهند.
و اما دوستگان محبوب است و دوستگانی پیاله ای که از روی صفا در نوبت خویش به دیگری دهند.

به قول شیخ شیراز:
قدح چون دور ما باشد، به هشیاران مجلس ده
مرا بگذار، تا حیران بمانم ، چشم بر ساقی!!
با پوزش از گستاخی.

کانال رسمی گنجور در تلگرام