گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۴۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش

ساقی دیوانگانی همچو می دیوانه باش

سر به سر پر کن قدح را موی را گنجا مده

وان کز این میدان بترسد گو برو در خانه باش

چون ز خود بیگانه گشتی رو یگانه مطلقی

بعد از آن خواهی وفا کن خواه رو بیگانه باش

درهای باصدف را سوی دریا راه نیست

گر چنان دریات باید بی‌صدف دردانه باش

بانگ بر طوفان بزن تا او نباشد خیره کش

شمع را تهدید کن کای شمع چون پروانه باش

کاسه سر را تهی کن وانگهی با سر بگو

کای مبارک کاسه سر عشق را پیمانه باش

لانه تو عشق بودست ای همای لایزال

عشق را محکم بگیر و ساکن این لانه باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تاوتک نوشته:

همچو می دیوانه باش زیباست به نظر دیوانگی می هم به اعتبار جوش و خروشی است که شراب در خم دارد و هم به خاطر آثارش که همه نظم ها را بر هم میزند

تاوتک نوشته:

موی را گنجا مده یعنی پر پر کن یا لبریزش کن خیلی زیباست یعنی جای گنجیدن مویی در آن باقی مگزار چه رسد به جنبیدن مویی!

شمس الحق نوشته:

تاوتک عزیز
این را هم به خدمت شما عرض میکنم وهم به خدمت همه دوستان عزیز که در پی معنی کردن غزلیات مولوی در دیوان شمس اند. غزلیات دیوان کبیر با غزل حافظ و سعدی و دیگران این تفاوت عمده را دارد که در یک آن و یک لحظه ودر اوج غلیان احساسات مولوی حتی گاهی در حال سماع و پایکوبی سروده شده وتوسط مریدان کتابت شده و فهم معنی آن آسان است . من فکر میکنم هر معنی که بر غزل مولوی بنویسی فهمش از خود آن غزل سخت تر است . مثنوی اما چیزی دیگراست و در اوج پختگی مولوی و در ده سال آخر عمر او سروده شده ونیاز به تفسیر دارد ، اما غزل مولوی را نه .

کانال رسمی گنجور در تلگرام