گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۱۹

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش

چون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترش

یار چو آیینه بود دوست چو لوزینه بود

ساعت یاری نبود خایف و فرار و ترش

هر کی بود عاشق خود پنج نشان دارد بد

سخت دل و سست قدم کاهل و بی‌کار و ترش

ور چشمش بیش بود هم ترشی بیش کند

دان مثل بیشی او سرکه بسیار ترش

بس کن شرح ترشان این قدری بهر نشان

کی طلبد در دل و جان طبع شکربار ترش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پگاه نوشته:

سلام. من عاشق ادبیات فارسی هستم اما متاسفانه اطلاعاتم زیاد نیست، بنابراین ممکنه سوالم پیش پا افتاده به نظر بیاد ولی ممنون میشم کسی پاسخگوی سوالم باشه.
در بیت سوم، مصرع اول، آیا برای اینکه آهنگ شعر درست باشه “خود” را باید “خد” (xad) تلفظ کنیم( برای هم وزن شدن با “بد”)؟!!
.
.
و سوالی دیگر: برای فهم بهتر اشعار مولوی، ممکنه کتابی معرفی کنید؟ پیشاپیش سپاسگزارم.

راهنمای پگاه نوشته:

برای درک مولانا “گنج حضور” را ببینید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام