غزل شمارهٔ ۱۱۶۹
هست کسی صافی و زیبانظر
تا بکند جانب بالا نظر
هست کسی پاک از این آب و گل
تا بکند جانب دریا نظر
پا بنهد بر کمر کوه قاف
تا بزند بر پر عنقا نظر
تا که نظر مست شود ز آفتاب
تا بشود بیسر و بیپا نظر
هست کسی را مدد از نور عشق
تا فتدش جمله بدان جا نظر
آب هم از آب مصفا شود
هم ز نظر یابد بینا نظر
جمله نظر شو که به درگاه حق
راه نیابد مگر الا نظر



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.