گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای مطرب دل برای یاری را

در پرده زیر گوی زاری را

رو در چمن و به روی گل بنگر

همدم شو بلبل بهاری را

دانی چه حیات‌ها و مستی‌هاست

در مجلس عشق جان سپاری را

چون دولت بی‌شمار را دیدی

بسپار بدو دم شماری را

ای روح شکار دلبری گشتی

کو زنده کند ابد شکاری را

ای ساقی دل ز کار واماندم

وقتست بده شراب کاری را

آراسته کن مرا و مجلس را

کراسته‌ای شرابداری را

بزمیست نهان چنین حریفان را

جا نیست دگر شرابخواری را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید فاضلی نوشته:

ضمن عرض خسته نباشید برای متولیان این سایت وزین… به نظر می رسد در بیت ماقبل آخر حرف ر در تایپ فراموش شده و صحیح آن این است : کاراسته‌ای شرابداری را .

کانال رسمی گنجور در تلگرام