گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۷۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر

شادیی کان از دلت آید زهی کان شکر

بازخر جان مرا زین هر دو فراش ای خدا

پهلوی اصحاب کهفم خوش بخسبان بی‌خبر

سایه شادیست غم غم در پی شادی دود

ترک شادی کن که این دو نسکلد از همدگر

در پی روزست شب و اندر پی شادیست غم

چون بدیدی روز دان کز شب نتان کردن حذر

تا پی غم می‌دوی شادی پی تو می‌دود

چون پی شادی روی تو غم بود بر ره گذر

یاد می‌کن آن نهنگی را که ما را درکشد

تا نماند فهم و وهم و خوب و زشت و خشک و تر

همچو شمع نخل بندان کآتشش در خود کشد

کاغذ پرنقش و صورت درفتد در آب در

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

تانستن معنی توانستن می دهد برای نمونه در کرمانشاه بیشتر تانستن می گویند ، اما استاد ذبیح بهروز می فرماید تری تؤنا یا فریدون در بنیاد از تری یعنی سه و نیز توونا یا همین تانستن است یعنی فریدون سه نیرو داشته است و انها جانمندی و تنو مندی و پزشکی بوده اند . یعنی هم مغ بوده است و هم پهلوان و هم پزشک .

امین کیخا نوشته:

اما من همیشه دلنگران لغت بالقوه بوده ام که به تازگی دشواریش بر من اسان شد یارستن همان توانستن است و یارا معنی توانا و دلیر را می دهد ، پس یاره ای معنی بالقوه می دهد . هر چند خود قوه یا نیرو با لغت گو به معنی پهلوان همانندی بسیاری دارد .

امین کیخا نوشته:

شنیدنی است که این واژه را در یک فرهنگ عربی دیدم که یارا را برای نام کودک پسندیده بود و گفته بود که در پایه این واژه پارسی است .

امین کیخا نوشته:

بالفعل هم می توان ورزه ای ترجمه کرد .

امین کیخا نوشته:

نهنگ با زیر نخست ( کسره اول ) به لری بختیاری می شود نزدیک .

منصور نوشته:

سلام
به نظرم بجای “نسکلد” باید نسل باشد.

منصور نوشته:

عذر میخوام، نگسلد باید باشد.

شمس الحق نوشته:

دکترکیخا سلام
ببخشید که این را ندیده ام ، لری غیر بختیاری چگونه لری است دکترجان ؟

منصور نوشته:

سلام خدمت دوستان فرهیخته
معنی دو بیت آخر برایم روشن نیست، اگر ممکن است عزیزی کشف رمز کند و بیانی بفرماید از استنباط خود.

مهناز ، س نوشته:

منصور خان
یاد می‌کن آن نهنگی را که ما را درکشد
تا نماند فهم و وهم و خوب و زشت و خشک و تر
همچو شمع نخل بندان کآتشش در خود کشد
کاغذ پرنقش و صورت درفتد در آب در

منظور از نهنگ شاید اشاره به یونس در شکم ماهی باشد
که آنکس که درین حال و هواست ، از دنیا بی خبر است . نخل بندان کسانی را میگویند از موم شمع میسازند.
میگوید : زرق و برق دنیا ، همچون کاغذ پر نقش و نگار در آب ، محو میشود و از میان می رود ، چنانکه شمع مومی در میان آتش .
مانا باشی

روفیا نوشته:

بلی گمان می کنم اشاره به بلعیده شدن توسط نهنگ دارد،
ولی نه برای مجازات، بسان یونس، بلکه اشاره به بلعیده شدن توسط نیروبی عظیم مانند عشق به آفریدگار هستی دارد به گونه ای که چیزی از هستی او باقی نماند :
شهادت گفتن آن باشد که هم زاول درآشامی
همه دریای هستی را بدان حرف نهنگ آسا
و آن حرف نهنگ آسا ” لا ” است در لا اله الا ا…
حرف لا به دهان نهنگی تشبیه شده که به زبان آوردن و باور کردن آن حادثه عظیم و بلکه تنها حادثه مهم زندگی انسان است تو گویی توسط نهنگ بلعیده شده است و دیگر چیزی از او باقی نمانده و خود بخشی از وجود عظیم نهنگ شده باشد!
و فهم و وهم و خوب و زشت و خشک و تر و همه بازی های ذهن آدمی را بیکباره در خود محو کرده باشد.

منصور نوشته:

بسیار سپاس گذارم از مهناز و روفیا عزیز
از بذل توجه و نکته بینی جنابتان.

کانال رسمی گنجور در تلگرام