گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۶۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار

برمدار اندر غزل جز پرده‌های شاهوار

بندگانشان دلخوشان و بندگیشان بی‌نشان

خوان‌هاشان بی‌خمیر و باده‌هاشان بی‌خمار

دیده بینای مطلق در میان خلق و حق

از همه خلقش گزیر و بر همه فرمان گزار

همچو خور عالم فروز و همچو گردون سرفراز

هم کلید هشت جنت هم برون از پنج و چار

سجده آرد پیش ایشان بانماز و بی‌نماز

پیش ایشان سبز گردد شوره خاک و سبزه زار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین بدیعی نوشته:

قافیه‌ی نهایی بیت سوم به غلط فرمان گزار نوشته شده است و باید فرمان‌گذار نوشته شود. برای تفاوت بین گزاردن و گذاشتن و نیز مشتقات آن گزار و گذار مراجعه کنید به کتاب غلط ننویسیم زنده‌یاد ابوالحسن نجفی. ضمناً کلمه‌ی فرمان‌گزار بهتر است با فاصله‌ی پیوسته نوشته شود و نه همچون دو کلمه‌ی مجزا تا در هنگام جستجوی کامپیوتری اشکالی پیش نیاید.

حسین،۱ نوشته:

حسین خان بدیعی
هم شما و هم زنده‌ یاد ابوالحسن نجفی ممکن است اشتباه کنید .
کمی تأمل بفرمائید : فرمان نه قابل انتقال است و نه مادی یا ماده ، پس به نظر میرسد فرمان گزار درست تر است. مثل سپاس گزار ، نماز گزار ، و …..

ناشناخته نوشته:

آ حسین-۱
این جریان مادی و انتقال و جابه جایی را ممکن است روشن کنی ؟
سپاس می گزارم

حسین،۱ نوشته:

ناشناخته جان ، اطاعت امر می کنم
ما در زبان فارسی ” گذار “ و ” گزار“ داریم که سالهاست به بحث کشیده شده ، که کدام را چه موقع به کار ببریم . در بین استادان زبان هم اختلاف سلیقه وجود دارد .
در دانشکده ی ادبیات به این نتیجه رسیدیم که بهتر است آنچه مادیست را با ” ذ “ و آنچه غیر مادی ست را با ”ز “ بنویسیم . چون یکی از ریشه ی ” گذاشتن “ و دیگری از ریشه ی ” گزاردن “ می آید ، ما سپاس یا نماز را نمی ”گذاریم “ به جا می آوریم ، مادی نیست ، غیر مادیست ، قابل انتقال نیست ، جا به جا نمی شود ، پس از ”گزار “ استفاده می کنیم ، ولی اگر مثلاً دفتر را جایی گذاشتید ، از ” ذ “ بهره می برید . در مورد فرمان هم همین طور است ،
” فرمان “مادی نیست پس می نویسیم ” فرمان گزار“
زنده باشید

ناشناخته نوشته:

آ حسین -۱
سپاس ، اما آیا اجازه هویت مادی دارد؟ زمانی که میفرماید” بگذار تا مقابل روی تو بگذریم ”
، یا آن گونه که برخی هم میهنان جنوبی می گویند، بل برم ( بهل تا بروم ، اجازه فرما تا از خدمت مرخص شوم)
و حقیر از تفاوت گزاردن و گذاردن به خوبی آگاه است
پرسش تنها بر سر جابه جای و مادیت موضوع بود
و در فرهنگ معین در مانای گزاردن برگ ۳۳۰۱
از مجلد سوم و گذاردن برگ ۳۲۰۳ که هم سپری کردن
و عبور دادن و حتا گواردن از برای آن آورده است نشانی از جابه جایی و مادی بودن و… نیافتم
تندرست و شادکام بوید.( چنانکه می گویند)

ناشناخته نوشته:

نمیدانم بر سر پرسش ساده ام چه آمد؟
پرسیده بودم زمانی که می خوانیم ” بگذار تا مقابل روی تو بگذریم >
چه چیز را جا به جا میکنیم ، یا وقتی می گوییم بذا برم ، یا بل باشه و …….بسیار شواهد دیگر

حسین،۱ نوشته:

ناشناخته جان
ممنونم که از شما می آموزم
در شعر قدیم چه مادی چه غیر آنرا با ” ذ“ می نوشتند ، من تا به حال ندیدم ، مثلاً ” بگزار تا مقابل روی تو بگذریم “ نوشته شده باشند ، ولی بالاخره باید تفاوتی قائل بود تا از بلا تکلیفی درآئیم .
استاد من ، و شاگردانش چنان که گفتم ، می نویسیم ، دیگران نیز مختارند.
اگر راه بهتری ارائه شود البته به دیده منت دارم.
زنده باشید

کانال رسمی گنجور در تلگرام