گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۴۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

جفا از سر گرفتی یاد می‌دار

نکردی آن چه گفتی یاد می‌دار

نگفتی تا قیامت با تو جفتم

کنون با جور جفتی یاد می‌دار

مرا بیدار در شب‌های تاریک

رها کردی و خفتی یاد می‌دار

به گوش خصم می‌گفتی سخن‌ها

مرا دیدی نهفتی یاد می‌دار

نگفتی خار باشم پیش دشمن

چو گل با او شکفتی یاد می‌دار

گرفتم دامنت از من کشیدی

چنین کردی و رفتی یاد می‌دار

همی‌گویم عتابی من به نرمی

تو می‌گویی به زفتی یاد می‌دار

فتادی بارها دستت گرفتم

دگرباره بیفتی یاد می‌دار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیلوفر نوشته:

درود
چقدر این زبان ناله در شعر مولانا برایم عجیب است!

فرزاد شهزاد نوشته:

درود به شما
یک غزل در( منطق العشاق اوحدی) هم هست که خیلی زیبا و نزدیک به این غزل هستش،که تقدیم میکنم به شما عزیزان

دل از ما برگرفتی یاد می‌دار

جفا از سر گرفتی یاد می‌دار

به دست من ندادی زلف و با من

به مویی در گرفتی یاد می‌دار

چو دستم تنگ دیدی چون دهانت

کسی دیگر گرفتی یاد می‌دار

مرا درویش دیدی رفتی از غم

رخم در زر گرفتی یاد می‌دار

دل من ریش کردی دیگری را

چو جان در بر گرفتی یاد می‌دار

مرا چون حلقه بر در دیدی اکنون

به ترک در گرفتی یاد می‌دار

گرفتی دست یکسر دوستان را

مرا کمتر گرفتی یاد می‌دار

چو دیدی در سر من سوز مهرت

ز کین خنجر گرفتی یاد می‌دار

چو سرگردان بدیدی اوحدی را

زبانش بر گرفتی یاد می‌دار

اوحدی

خرسند نوشته:

خانم خرسند

به نظر بنده در این شعر مخاطب نفس مولانا و گوینده روح اوست.

نیلوفر نوشته:

درود بر دوستان اهل ادب
کسی میدونه مخاطب این شعر کیه؟ لطفا مختصر تفسیری بفرمایید

کانال رسمی گنجور در تلگرام