گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۱۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر

تا سینه‌ها روشن شود افزون شود نور نظر

کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده

تا جسم گردد همچو جان تا شب شود همچون سحر

چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدی

زیرا نشاید در کرم بر خلق بستن هر دو در

ای خورده جام ذوالمنن تشنیع بیهوده مزن

زیرا که فاز من شکر زیرا که خاب من کفر

ای تو مقیم میکده هم مستی و هم می‌زده

تشنیع‌های بیهده چون می‌زنی ای بی‌گهر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ستاره سادات . پیغمبری نوشته:

ذقن : چانه ، زنخ ، زنخدان ، اذقان - جمع : لغتنامه دهخدا

سیمین ذقن : خوش ذوق - خوش ذائقه ( ترجمه بهتر قابل درج است )

بیت ۲ : هشیاران ، به کسره ن

بیت ۴ : شکرگزار پیروز و برنده است و کفران کننده محکوم به شکست

ناشناس نوشته:

به نظر مى آد که در مصراع:
کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده
استفاده از “ده” وزن شعر رو بر هم مى زنه. ممکنه یک بررسى کنید ببینید شاید اون هم باید “بده” باشه؟

Mohsen Maesumi نوشته:

زیرا که «فازَ مَن شَکَر» زیرا که «خابَ مَن کَفَر»

ناشناس نوشته:

خوب بود

ناشناس نوشته:

در مصرع اول بین دوم:
“ده” به معنی بده نیست بلکه
ده=قریه، روستا
پس هشیاران باید با کسره اضافی خوانده شود.

کانال رسمی گنجور در تلگرام