گنجور

ر تا لام

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » ر تا لام
 

الف تا خ

د

ر تا ل

م

ن تا ه

ی

دسترسی سریع به حروف

ر | ز | س | ش | ع | غ | ف | ق | ک | گ | ل

ر

غزل شماره ۱۰۱۵: ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر

غزل شماره ۱۰۱۶: انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر

غزل شماره ۱۰۱۷: آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر

غزل شماره ۱۰۱۸: رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر

غزل شماره ۱۰۱۹: ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر

غزل شماره ۱۰۲۰: ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر

غزل شماره ۱۰۲۱: گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر

غزل شماره ۱۰۲۲: دی سحری بر گذری گفت مرا یار

غزل شماره ۱۰۲۳: اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور

غزل شماره ۱۰۲۴: مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر

غزل شماره ۱۰۲۵: مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر

غزل شماره ۱۰۲۶: گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر

غزل شماره ۱۰۲۷: یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر

غزل شماره ۱۰۲۸: ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر

غزل شماره ۱۰۲۹: جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر

غزل شماره ۱۰۳۰: نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر

غزل شماره ۱۰۳۱: جان من و جان تو بستست به همدیگر

غزل شماره ۱۰۳۲: تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر

غزل شماره ۱۰۳۳: ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر

غزل شماره ۱۰۳۴: مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار

غزل شماره ۱۰۳۵: ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر

غزل شماره ۱۰۳۶: ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر

غزل شماره ۱۰۳۷: گیرم که بود میر تو را زر به خروار

غزل شماره ۱۰۳۸: به حسن تو نباشد یار دیگر

غزل شماره ۱۰۳۹: بگرد فتنه می‌گردی دگربار

غزل شماره ۱۰۴۰: جفا از سر گرفتی یاد می‌دار

غزل شماره ۱۰۴۱: مرا یارا چنین بی‌یار مگذار

غزل شماره ۱۰۴۲: منم از جان خود بیزار بیزار

غزل شماره ۱۰۴۳: مرا اقبال خندانید آخر

غزل شماره ۱۰۴۴: به ساقی درنگر در مست منگر

غزل شماره ۱۰۴۵: بگردان ساقیا آن جام دیگر

غزل شماره ۱۰۴۶: نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر

غزل شماره ۱۰۴۷: در این سرما و باران یار خوشتر

غزل شماره ۱۰۴۸: خداوند خداوندان اسرار

غزل شماره ۱۰۴۹: صد بار بگفتمت نگهدار

غزل شماره ۱۰۵۰: کی باشد اختری در اقطار

غزل شماره ۱۰۵۱: شب گشت ولیک پیش اغیار

غزل شماره ۱۰۵۲: نوریست میان شعر احمر

غزل شماره ۱۰۵۳: نزدیک توام مرا مبین دور

غزل شماره ۱۰۵۴: ای یار شگرف در همه کار

غزل شماره ۱۰۵۵: انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۰۵۶: انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۰۵۷: دارد درویش نوش دیگر

غزل شماره ۱۰۵۸: آخر کی شود از آن لقا سیر

غزل شماره ۱۰۵۹: گفتی که زیان کنی زیان گیر

غزل شماره ۱۰۶۰: عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار

غزل شماره ۱۰۶۱: عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار

غزل شماره ۱۰۶۲: چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر

غزل شماره ۱۰۶۳: عزم رفتن کرده‌ای چون عمر شیرین یاد دار

غزل شماره ۱۰۶۴: مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار

غزل شماره ۱۰۶۵: یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار

غزل شماره ۱۰۶۶: مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار

غزل شماره ۱۰۶۷: سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر

غزل شماره ۱۰۶۸: نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر

غزل شماره ۱۰۶۹: در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر

غزل شماره ۱۰۷۰: گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر

غزل شماره ۱۰۷۱: معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر

غزل شماره ۱۰۷۲: گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر

غزل شماره ۱۰۷۳: خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار

غزل شماره ۱۰۷۴: گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار

غزل شماره ۱۰۷۵: آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار

غزل شماره ۱۰۷۶: لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار

غزل شماره ۱۰۷۷: از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار

غزل شماره ۱۰۷۸: شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر

غزل شماره ۱۰۷۹: بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور

غزل شماره ۱۰۸۰: ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور

غزل شماره ۱۰۸۱: ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار

غزل شماره ۱۰۸۲: عقل بند ره روان و عاشقانست ای پسر

غزل شماره ۱۰۸۳: هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر

غزل شماره ۱۰۸۴: مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر

غزل شماره ۱۰۸۵: همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر

غزل شماره ۱۰۸۶: هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر

غزل شماره ۱۰۸۷: بده آن باده به ما باده به ما اولیتر

غزل شماره ۱۰۸۸: سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر

غزل شماره ۱۰۸۹: هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر

غزل شماره ۱۰۹۰: صنما این چه گمانست فرودست حقیر

غزل شماره ۱۰۹۱: نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر

غزل شماره ۱۰۹۲: اختران را شب وصلست و نثارست و نثار

غزل شماره ۱۰۹۳: روستایی بچه‌ای هست درون بازار

غزل شماره ۱۰۹۴: پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر

غزل شماره ۱۰۹۵: داد جاروبی به دستم آن نگار

غزل شماره ۱۰۹۶: گر ز سر عشق او داری خبر

غزل شماره ۱۰۹۷: عقل بند ره روانست ای پسر

غزل شماره ۱۰۹۸: آمدم من بی‌دل و جان ای پسر

غزل شماره ۱۰۹۹: ای نهاده بر سر زانو تو سر

غزل شماره ۱۱۰۰: بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر

غزل شماره ۱۱۰۱: نرم نرمک سوی رخسارش نگر

غزل شماره ۱۱۰۲: عشق را با گفت و با ایما چه کار

غزل شماره ۱۱۰۳: رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار

غزل شماره ۱۱۰۴: باز شد در عاشقی بابی دگر

غزل شماره ۱۱۰۵: ای خیالت در دل من هر سحور

غزل شماره ۱۱۰۶: راز را اندر میان نه وامگیر

غزل شماره ۱۱۰۷: در چمن آیید و بربندید دید

غزل شماره ۱۱۰۸: ساقیا باده چون نار بیار

غزل شماره ۱۱۰۹: ساقیا باده گلرنگ بیار

غزل شماره ۱۱۱۰: از لب یار شکر را چه خبر

غزل شماره ۱۱۱۱: روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر

غزل شماره ۱۱۱۲: بر منبرست این دم مذکر مذکر

غزل شماره ۱۱۱۳: ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۴: ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۵: ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر

غزل شماره ۱۱۱۶: هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار

غزل شماره ۱۱۱۷: دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار

غزل شماره ۱۱۱۸: میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار

غزل شماره ۱۱۱۹: کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر

غزل شماره ۱۱۲۰: مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در

غزل شماره ۱۱۲۱: آمد بهار خرم و آمد رسول یار

غزل شماره ۱۱۲۲: اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر

غزل شماره ۱۱۲۳: پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار

غزل شماره ۱۱۲۴: تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار

غزل شماره ۱۱۲۵: چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

غزل شماره ۱۱۲۶: سست مکن زه که من تیر توام چارپر

غزل شماره ۱۱۲۷: وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر

غزل شماره ۱۱۲۸: بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر

غزل شماره ۱۱۲۹: عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

غزل شماره ۱۱۳۰: آید هر دم رسول از طرف شهر یار

غزل شماره ۱۱۳۱: گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر

غزل شماره ۱۱۳۲: چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر

غزل شماره ۱۱۳۳: نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار

غزل شماره ۱۱۳۴: چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار

غزل شماره ۱۱۳۵: بیار ساقی بادت فدا سر و دستار

غزل شماره ۱۱۳۶: نبشتست خدا گرد چهره دلدار

غزل شماره ۱۱۳۷: شدست نور محمد هزار شاخ هزار

غزل شماره ۱۱۳۸: چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار

غزل شماره ۱۱۳۹: مجوی شادی چون در غمست میل نگار

غزل شماره ۱۱۴۰: بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

غزل شماره ۱۱۴۱: ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار

غزل شماره ۱۱۴۲: درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر

غزل شماره ۱۱۴۳: تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر

غزل شماره ۱۱۴۴: ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور

غزل شماره ۱۱۴۵: به من نگر که منم مونس تو اندر گور

غزل شماره ۱۱۴۶: مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار

غزل شماره ۱۱۴۷: بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیار

غزل شماره ۱۱۴۸: کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر

غزل شماره ۱۱۴۹: فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر

غزل شماره ۱۱۵۰: به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر

غزل شماره ۱۱۵۱: قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور

غزل شماره ۱۱۵۲: ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر

غزل شماره ۱۱۵۳: مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر

غزل شماره ۱۱۵۴: چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر

غزل شماره ۱۱۵۵: از آن مقام که نبود گشاد زود گذر

غزل شماره ۱۱۵۶: مطرب عاشقان بجنبان تار

غزل شماره ۱۱۵۷: گر تو خواهی وطن پر از دلدار

غزل شماره ۱۱۵۸: رحم بر یار کی کند هم یار

غزل شماره ۱۱۵۹: عشق جانست عشق تو جانتر

غزل شماره ۱۱۶۰: روی بنما به ما مکن مستور

غزل شماره ۱۱۶۱: مطربا عیش و نوش از سر گیر

غزل شماره ۱۱۶۲: مطربا عشقبازی از سر گیر

غزل شماره ۱۱۶۳: عار بادا جهانیان را عار

غزل شماره ۱۱۶۴: خلق را زیر گنبد دوار

غزل شماره ۱۱۶۵: میر خرابات تویی ای نگار

غزل شماره ۱۱۶۶: چند از این راه نو روزگار

غزل شماره ۱۱۶۷: مست توام نه از می و نه از کوکنار

غزل شماره ۱۱۶۸: جان خراباتی و عمر بهار

غزل شماره ۱۱۶۹: هست کسی صافی و زیبانظر

غزل شماره ۱۱۷۰: رحم کن ار زخم شوم سر به سر

غزل شماره ۱۱۷۱: در بگشا کمد خامی دگر

غزل شماره ۱۱۷۲: جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شماره ۱۱۷۳: بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر

غزل شماره ۱۱۷۴: مرا می‌گفت دوش آن یار عیار

غزل شماره ۱۱۷۵: انجیرفروش را چه بهتر

غزل شماره ۱۱۷۶: انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر

غزل شماره ۱۱۷۷: آفتابی برآمد از اسرار

غزل شماره ۱۱۷۸: جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر

غزل شماره ۱۱۷۹: غره وجه سلبت قلب جمیع البشر

غزل شماره ۱۱۸۰: سیدی انی کلیل انت فی زی النهار

ز

غزل شماره ۱۱۸۱: به سوی ما نگر چشمی برانداز

غزل شماره ۱۱۸۲: تو چشم شیخ را دیدن میاموز

غزل شماره ۱۱۸۳: اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز

غزل شماره ۱۱۸۴: بیا با تو مرا کارست امروز

غزل شماره ۱۱۸۵: چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شماره ۱۱۸۶: چنان مستم چنان مستم من امروز

غزل شماره ۱۱۸۷: در این سرما سر ما داری امروز

غزل شماره ۱۱۸۸: الا ای شمع گریان گرم می‌سوز

غزل شماره ۱۱۸۹: در این سرما سر ما داری امروز

غزل شماره ۱۱۹۰: ای خفته به یاد یار برخیز

غزل شماره ۱۱۹۱: ماییم فداییان جانباز

غزل شماره ۱۱۹۲: برخیز و صبوح را برانگیز

غزل شماره ۱۱۹۳: من از سخنان مهرانگیز

غزل شماره ۱۱۹۴: گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز

غزل شماره ۱۱۹۵: سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز

غزل شماره ۱۱۹۶: عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز

غزل شماره ۱۱۹۷: اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز

غزل شماره ۱۱۹۸: سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز

غزل شماره ۱۱۹۹: یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز

غزل شماره ۱۲۰۰: ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز

غزل شماره ۱۲۰۱: برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز

غزل شماره ۱۲۰۲: به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز

غزل شماره ۱۲۰۳: برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز

س

غزل شماره ۱۲۰۴: عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس

غزل شماره ۱۲۰۵: سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس

غزل شماره ۱۲۰۶: سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس

غزل شماره ۱۲۰۷: نیم شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس

غزل شماره ۱۲۰۸: حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس

غزل شماره ۱۲۰۹: ای دل بی‌بهره از بهرام ترس

غزل شماره ۱۲۱۰: نیست در آخرزمان فریادرس

غزل شماره ۱۲۱۱: ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس

غزل شماره ۱۲۱۲: دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس

غزل شماره ۱۲۱۳: ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس

غزل شماره ۱۲۱۴: بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس

ش

غزل شماره ۱۲۱۵: ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش

غزل شماره ۱۲۱۶: گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش

غزل شماره ۱۲۱۷: الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش

غزل شماره ۱۲۱۸: ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش

غزل شماره ۱۲۱۹: یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش

غزل شماره ۱۲۲۰: دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش

غزل شماره ۱۲۲۱: اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش

غزل شماره ۱۲۲۲: چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش

غزل شماره ۱۲۲۳: قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش

غزل شماره ۱۲۲۴: پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش

غزل شماره ۱۲۲۵: ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش

غزل شماره ۱۲۲۶: آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش

غزل شماره ۱۲۲۷: رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش

غزل شماره ۱۲۲۸: ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش

غزل شماره ۱۲۲۹: زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش

غزل شماره ۱۲۳۰: جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش

غزل شماره ۱۲۳۱: وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش

غزل شماره ۱۲۳۲: هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش

غزل شماره ۱۲۳۳: درون ظلمتی می‌جو صفاتش

غزل شماره ۱۲۳۴: قضا آمد شنو طبل نفیرش

غزل شماره ۱۲۳۵: نگاری را که می‌جویم به جانش

غزل شماره ۱۲۳۶: برفتم دی به پیشش سخت پرجوش

غزل شماره ۱۲۳۷: شنو پندی ز من ای یار خوش کیش

غزل شماره ۱۲۳۸: امروز خوش است دل که تو دوش

غزل شماره ۱۲۳۹: ای خواجه تو عاقلانه می‌باش

غزل شماره ۱۲۴۰: آن مطرب ما خوشست و چنگش

غزل شماره ۱۲۴۱: ما نعره به شب زنیم و خاموش

غزل شماره ۱۲۴۲: گر لاش نمود راه قلاش

غزل شماره ۱۲۴۳: اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش

غزل شماره ۱۲۴۴: ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش

غزل شماره ۱۲۴۵: آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش

غزل شماره ۱۲۴۶: دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش

غزل شماره ۱۲۴۷: عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش

غزل شماره ۱۲۴۸: ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش

غزل شماره ۱۲۴۹: شده‌ام سپند حسنت وطنم میان آتش

غزل شماره ۱۲۵۰: به شکرخنده اگر می‌ببرد جان رسدش

غزل شماره ۱۲۵۱: گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش

غزل شماره ۱۲۵۲: آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش

غزل شماره ۱۲۵۳: بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش

غزل شماره ۱۲۵۴: من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش

غزل شماره ۱۲۵۵: اندک اندک راه زد سیم و زرش

غزل شماره ۱۲۵۶: آنک جانش داده‌ای آن را مکش

غزل شماره ۱۲۵۷: چون تو شادی بنده گو غمخوار باش

غزل شماره ۱۲۵۸: آن مایی همچو ما دلشاد باش

غزل شماره ۱۲۵۹: عقل آمد عاشقا خود را بپوش

غزل شماره ۱۲۶۰: اندرآمد شاه شیرینان ترش

غزل شماره ۱۲۶۱: روی تو جان جانست از جان نهان مدارش

غزل شماره ۱۲۶۲: گر جان بجز تو خواهد از خویش برکنیمش

غزل شماره ۱۲۶۳: سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش

غزل شماره ۱۲۶۴: می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش

غزل شماره ۱۲۶۵: آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش

غزل شماره ۱۲۶۶: روحیست بی‌نشان و ما غرقه در نشانش

غزل شماره ۱۲۶۷: در عشق آتشینش آتش نخورده آتش

غزل شماره ۱۲۶۸: صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش

غزل شماره ۱۲۶۹: آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش

غزل شماره ۱۲۷۰: مستی امروز من نیست چو مستی دوش

غزل شماره ۱۲۷۱: باز درآمد طبیب از در رنجور خویش

غزل شماره ۱۲۷۲: باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش

غزل شماره ۱۲۷۳: ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش

غزل شماره ۱۲۷۴: خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما ترش

غزل شماره ۱۲۷۵: چون بزند گردنم سجده کند گردنش

غزل شماره ۱۲۷۶: باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش

غزل شماره ۱۲۷۷: خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش

غزل شماره ۱۲۷۸: یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش

غزل شماره ۱۲۷۹: باز درآمد طبیب از در ایوب خویش

غزل شماره ۱۲۸۰: جان منست او هی مزنیدش

غزل شماره ۱۲۸۱: ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش

غزل شماره ۱۲۸۲: تمام اوست که فانی شدست آثارش

غزل شماره ۱۲۸۳: ندا رسید به عاشق ز عالم رازش

غزل شماره ۱۲۸۴: سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش

غزل شماره ۱۲۸۵: شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش

غزل شماره ۱۲۸۶: شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش

غزل شماره ۱۲۸۷: مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش

غزل شماره ۱۲۸۸: چو رو نمود به منصور وصل دلدارش

غزل شماره ۱۲۸۹: دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش

غزل شماره ۱۲۹۰: مست گشتم ز ذوق دشنامش

غزل شماره ۱۲۹۱: توبه من درست نیست خموش

غزل شماره ۱۲۹۲: آمد آن خواجه سیماترش

غزل شماره ۱۲۹۳: علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش

غزل شماره ۱۲۹۴: کل عقل بوصلکم مدهش

ع

غزل شماره ۱۲۹۵: بیا بیا که تویی جان جان سماع

غزل شماره ۱۲۹۶: بیا بیا که تویی جان جان جان سماع

غ

غزل شماره ۱۲۹۷: مدارم یک زمان از کار فارغ

غزل شماره ۱۲۹۸: امروز روز شادی و امسال سال لاغ

غزل شماره ۱۲۹۹: گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ

غزل شماره ۱۳۰۰: عیسی روح گرسنه‌ست چو زاغ

ف

غزل شماره ۱۳۰۱: ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف

غزل شماره ۱۳۰۲: ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف

غزل شماره ۱۳۰۳: گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف

غزل شماره ۱۳۰۴: باده نمی‌بایدم فارغم از درد و صاف

غزل شماره ۱۳۰۵: کعبه جان‌ها تویی گرد تو آرم طواف

غزل شماره ۱۳۰۶: بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف

ق

غزل شماره ۱۳۰۷: ای مونس و غمگسار عاشق

غزل شماره ۱۳۰۸: گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق

غزل شماره ۱۳۰۹: ای جهان را دلگشا اقبال عشق

غزل شماره ۱۳۱۰: ای ناطق الهی و ای دیده حقایق

غزل شماره ۱۳۱۱: باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق

غزل شماره ۱۳۱۲: فریفت یار شکربار من مرا به طریق

غزل شماره ۱۳۱۳: جان و سر تو که بگو بی‌نفاق

ک

غزل شماره ۱۳۱۴: به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک

غزل شماره ۱۳۱۵: روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک

غزل شماره ۱۳۱۶: رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک

غزل شماره ۱۳۱۷: آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک

غزل شماره ۱۳۱۸: هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک

غزل شماره ۱۳۱۹: بباید عشق را ای دوست دردک

غزل شماره ۱۳۲۰: اندرآ با ما نشان ده راستک

غزل شماره ۱۳۲۱: ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک

غزل شماره ۱۳۲۲: ای ظریف جهان سلام علیک

غزل شماره ۱۳۲۳: ای ظریف جهان سلام علیک

گ

غزل شماره ۱۳۲۴: برخیز ز خواب و ساز کن چنگ

غزل شماره ۱۳۲۵: عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ

غزل شماره ۱۳۲۶: عاشقی و آنگهانی نام و ننگ

غزل شماره ۱۳۲۷: تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ

غزل شماره ۱۳۲۸: حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ

غزل شماره ۱۳۲۹: چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ

غزل شماره ۱۳۳۰: بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ

غزل شماره ۱۳۳۱: هر کی در او نیست از این عشق رنگ

غزل شماره ۱۳۳۲: توبه سفر گیرد با پای لنگ

ل

غزل شماره ۱۳۳۳: ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل

غزل شماره ۱۳۳۴: این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل

غزل شماره ۱۳۳۵: بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل

غزل شماره ۱۳۳۶: حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل

غزل شماره ۱۳۳۷: الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل

غزل شماره ۱۳۳۸: بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل

غزل شماره ۱۳۳۹: مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دل

غزل شماره ۱۳۴۰: هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل

غزل شماره ۱۳۴۱: امروز بحمدالله از دی بترست این دل

غزل شماره ۱۳۴۲: چه کارستان که داری اندر این دل

غزل شماره ۱۳۴۳: صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل

غزل شماره ۱۳۴۴: شتران مست شدستند ببین رقص جمل

غزل شماره ۱۳۴۵: تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل

غزل شماره ۱۳۴۶: رفت عمرم در سر سودای دل

غزل شماره ۱۳۴۷: سوی آن سلطان خوبان الرحیل

غزل شماره ۱۳۴۸: امروز روز شادی و امسال سال گل

غزل شماره ۱۳۴۹: تا نزند آفتاب خیمه نور جلال

غزل شماره ۱۳۵۰: چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال

غزل شماره ۱۳۵۱: شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال

غزل شماره ۱۳۵۲: چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال

غزل شماره ۱۳۵۳: چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال

غزل شماره ۱۳۵۴: تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال

غزل شماره ۱۳۵۵: دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال

غزل شماره ۱۳۵۶: اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال

غزل شماره ۱۳۵۷: پیام کرد مرا بامداد بحر عسل

غزل شماره ۱۳۵۸: به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل

غزل شماره ۱۳۵۹: ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل

غزل شماره ۱۳۶۰: باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل

غزل شماره ۱۳۶۱: عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شماره ۱۳۶۲: لجکنن اغلن هی بزه کلکل

غزل شماره ۱۳۶۳: کجکنن اغلن اودیا کلکل

غزل شماره ۱۳۶۴: ایها النور فی الفؤاد تعال

غزل شماره ۱۳۶۵: یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شماره ۱۳۶۶: یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال

غزل شماره ۱۳۶۷: رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

غزل شماره ۱۳۶۸: عمرک یا واحدا فی درجات الکمال

غزل شماره ۱۳۶۹: تعال یا مدد العیش و السرور تعال