میم
م
م
غزل شماره ۱۳۷۰: آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم
غزل شماره ۱۳۷۱: ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کردهام
غزل شماره ۱۳۷۲: این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام
غزل شماره ۱۳۷۳: هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم
غزل شماره ۱۳۷۴: ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم
غزل شماره ۱۳۷۵: بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
غزل شماره ۱۳۷۶: کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم
غزل شماره ۱۳۷۷: ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم
غزل شماره ۱۳۷۸: ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
غزل شماره ۱۳۷۹: آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم
غزل شماره ۱۳۸۰: دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم
غزل شماره ۱۳۸۱: هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم
غزل شماره ۱۳۸۲: ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم
غزل شماره ۱۳۸۳: تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
غزل شماره ۱۳۸۴: عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
غزل شماره ۱۳۸۵: بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم
غزل شماره ۱۳۸۶: آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم
غزل شماره ۱۳۸۷: هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم
غزل شماره ۱۳۸۸: ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم
غزل شماره ۱۳۸۹: ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم
غزل شماره ۱۳۹۰: بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم
غزل شماره ۱۳۹۱: تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم
غزل شماره ۱۳۹۲: یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم
غزل شماره ۱۳۹۳: مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
غزل شماره ۱۳۹۴: دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
غزل شماره ۱۳۹۵: مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم
غزل شماره ۱۳۹۶: باز در اسرار روم جانب آن یار روم
غزل شماره ۱۳۹۷: زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
غزل شماره ۱۳۹۸: جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
غزل شماره ۱۳۹۹: هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم
غزل شماره ۱۴۰۰: تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
غزل شماره ۱۴۰۱: کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
غزل شماره ۱۴۰۲: دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
غزل شماره ۱۴۰۳: آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
غزل شماره ۱۴۰۴: کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
غزل شماره ۱۴۰۵: میل هواش می کنم طال بقاش می زنم
غزل شماره ۱۴۰۶: هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
غزل شماره ۱۴۰۷: دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
غزل شماره ۱۴۰۸: تا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنم
غزل شماره ۱۴۰۹: ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهام
غزل شماره ۱۴۱۰: تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
غزل شماره ۱۴۱۱: گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
غزل شماره ۱۴۱۲: بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
غزل شماره ۱۴۱۳: کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
غزل شماره ۱۴۱۴: درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
غزل شماره ۱۴۱۵: ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
غزل شماره ۱۴۱۶: ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم
غزل شماره ۱۴۱۷: به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
غزل شماره ۱۴۱۸: دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم
غزل شماره ۱۴۱۹: بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم
غزل شماره ۱۴۲۰: اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم
غزل شماره ۱۴۲۱: بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
غزل شماره ۱۴۲۲: طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم
غزل شماره ۱۴۲۳: تو تا دوری ز من جانا چنین بیجان همیگردم
غزل شماره ۱۴۲۴: بگفتم عذر با دلبر که بیگه بود و ترسیدم
غزل شماره ۱۴۲۵: دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
غزل شماره ۱۴۲۶: چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم
غزل شماره ۱۴۲۷: من از اقلیم بالایم سر عالم نمیدارم
غزل شماره ۱۴۲۸: همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم
غزل شماره ۱۴۲۹: نه آن بیبهره دلدارم که از دلدار بگریزم
غزل شماره ۱۴۳۰: نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم
غزل شماره ۱۴۳۱: مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم
غزل شماره ۱۴۳۲: تو خود دانی که من بیتو عدم باشم عدم باشم
غزل شماره ۱۴۳۳: من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم
غزل شماره ۱۴۳۴: چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم
غزل شماره ۱۴۳۵: به گرد دل همیگردی چه خواهی کرد می دانم
غزل شماره ۱۴۳۶: تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانم
غزل شماره ۱۴۳۷: چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم
غزل شماره ۱۴۳۸: ندارد پای عشق او دل بیدست و بیپایم
غزل شماره ۱۴۳۹: من این ایوان نه تو را نمیدانم نمیدانم
غزل شماره ۱۴۴۰: بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
غزل شماره ۱۴۴۱: بنه ای سبز خنگ من فراز آسمانها سم
غزل شماره ۱۴۴۲: زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم
غزل شماره ۱۴۴۳: بشستم تخته هستی سر عالم نمیدارم
غزل شماره ۱۴۴۴: ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم
غزل شماره ۱۴۴۵: من دلق گرو کردم عریان خراباتم
غزل شماره ۱۴۴۶: گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
غزل شماره ۱۴۴۷: رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
غزل شماره ۱۴۴۸: در مجلس آن رستم در عربده بنشستم
غزل شماره ۱۴۴۹: زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم
غزل شماره ۱۴۵۰: بستان قدح از دستم ای مست که من مستم
غزل شماره ۱۴۵۱: گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم
غزل شماره ۱۴۵۲: ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
غزل شماره ۱۴۵۳: در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
غزل شماره ۱۴۵۴: گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
غزل شماره ۱۴۵۵: ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم
غزل شماره ۱۴۵۶: توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
غزل شماره ۱۴۵۷: من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم
غزل شماره ۱۴۵۸: یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
غزل شماره ۱۴۵۹: تا عاشق آن یارم بیکارم و بر کارم
غزل شماره ۱۴۶۰: بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم
غزل شماره ۱۴۶۱: پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم
غزل شماره ۱۴۶۲: صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
غزل شماره ۱۴۶۳: شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
غزل شماره ۱۴۶۴: سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم
غزل شماره ۱۴۶۵: ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
غزل شماره ۱۴۶۶: در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
غزل شماره ۱۴۶۷: این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
غزل شماره ۱۴۶۸: امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم
غزل شماره ۱۴۶۹: بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم
غزل شماره ۱۴۷۰: جانم به فدا بادا آن را که نمیگویم
غزل شماره ۱۴۷۱: مخمورم پرخواره اندازه نمیدانم
غزل شماره ۱۴۷۲: دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
غزل شماره ۱۴۷۳: بیایید بیایید به گلزار بگردیم
غزل شماره ۱۴۷۴: حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
غزل شماره ۱۴۷۵: بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
غزل شماره ۱۴۷۶: طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم
غزل شماره ۱۴۷۷: از اول امروز چو آشفته و مستیم
غزل شماره ۱۴۷۸: المنه لله که ز پیکار رهیدیم
غزل شماره ۱۴۷۹: آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم
غزل شماره ۱۴۸۰: خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
غزل شماره ۱۴۸۱: ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم
غزل شماره ۱۴۸۲: چون در عدم آییم و سر از یار برآریم
غزل شماره ۱۴۸۳: امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
غزل شماره ۱۴۸۴: بشکن قدح باده که امروز چنانیم
غزل شماره ۱۴۸۵: صبح است و صبوح است بر این بام برآییم
غزل شماره ۱۴۸۶: چون آینه رازنما باشد جانم
غزل شماره ۱۴۸۷: امروز چنانم که خر از بار ندانم
غزل شماره ۱۴۸۸: ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
غزل شماره ۱۴۸۹: ساقی ز پی عشق روان است روانم
غزل شماره ۱۴۹۰: از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم
غزل شماره ۱۴۹۱: خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم
غزل شماره ۱۴۹۲: بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
غزل شماره ۱۴۹۳: ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
غزل شماره ۱۴۹۴: افتادم افتادم در آبی افتادم
غزل شماره ۱۴۹۵: اگر تو نیستی در عاشقی خام
غزل شماره ۱۴۹۶: چه دیدم خواب شب کامروز مستم
غزل شماره ۱۴۹۷: به جان جمله مستان که مستم
غزل شماره ۱۴۹۸: بیا کز غیر تو بیزار گشتم
غزل شماره ۱۴۹۹: بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
غزل شماره ۱۵۰۰: چنان مست است از آن دم جان آدم
غزل شماره ۱۵۰۱: منم فتنه هزاران فتنه زادم
غزل شماره ۱۵۰۲: ز زندان خلق را آزاد کردم
غزل شماره ۱۵۰۳: غلامم خواجه را آزاد کردم
غزل شماره ۱۵۰۴: حسودان را ز غم آزاد کردم
غزل شماره ۱۵۰۵: یکی مطرب همیخواهم در این دم
غزل شماره ۱۵۰۶: همیشه من چنین مجنون نبودم
غزل شماره ۱۵۰۷: ایا یاری که در تو ناپدیدم
غزل شماره ۱۵۰۸: سفر کردم به هر شهری دویدم
غزل شماره ۱۵۰۹: سفر کردم به هر شهری دویدم
غزل شماره ۱۵۱۰: اگر عشقت به جای جان ندارم
غزل شماره ۱۵۱۱: بیا ای آنک بردی تو قرارم
غزل شماره ۱۵۱۲: گهی در گیرم و گه بام گیرم
غزل شماره ۱۵۱۳: اگر سرمست اگر مخمور باشم
غزل شماره ۱۵۱۴: خداوندا مده آن یار را غم
غزل شماره ۱۵۱۵: چه نزدیک است جان تو به جانم
غزل شماره ۱۵۱۶: چه نزدیک است جان تو به جانم
غزل شماره ۱۵۱۷: مرا گویی که رایی من چه دانم
غزل شماره ۱۵۱۸: من آن ماهم که اندر لامکانم
غزل شماره ۱۵۱۹: بیا کامروز بیرون از جهانم
غزل شماره ۱۵۲۰: مرا پرسی که چونی بین که چونم
غزل شماره ۱۵۲۱: من از عالم تو را تنها گزینم
غزل شماره ۱۵۲۲: ورا خواهم دگر یاری نخواهم
غزل شماره ۱۵۲۳: نه آن شیرم که با دشمن برآیم
غزل شماره ۱۵۲۴: چو آب آهسته زیر که درآیم
غزل شماره ۱۵۲۵: ز قند یار تا شاخی نخایم
غزل شماره ۱۵۲۶: از آن باده ندانم چون فنایم
غزل شماره ۱۵۲۷: بیا کامروز گرد یار گردیم
غزل شماره ۱۵۲۸: به پیش باد تو ما همچو گردیم
غزل شماره ۱۵۲۹: شب دوشینه ما بیدار بودیم
غزل شماره ۱۵۳۰: من و تو دوش شب بیدار بودیم
غزل شماره ۱۵۳۱: بیا کامروز شه را ما شکاریم
غزل شماره ۱۵۳۲: بیا تا عاشقی از سر بگیریم
غزل شماره ۱۵۳۳: بیا امروز ما مهمان میریم
غزل شماره ۱۵۳۴: بیا ما چند کس با هم بسازیم
غزل شماره ۱۵۳۵: بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
غزل شماره ۱۵۳۶: میان ما درآ ما عاشقانیم
غزل شماره ۱۵۳۷: چرا شاید چو ما شه زادگانیم
غزل شماره ۱۵۳۸: بر آن بودم که فرهنگی بجویم
غزل شماره ۱۵۳۹: مگردان روی خود ای دیده رویم
غزل شماره ۱۵۴۰: بیا با هم سخن از جان بگوییم
غزل شماره ۱۵۴۱: مرا خواندی ز در تو خستی از بام
غزل شماره ۱۵۴۲: چنان مستم چنان مستم من این دم
غزل شماره ۱۵۴۳: کجایی ساقیا درده مدامم
غزل شماره ۱۵۴۴: مرا گویی چه سانی من چه دانم
غزل شماره ۱۵۴۵: شراب شیره انگور خواهم
غزل شماره ۱۵۴۶: رفتم تصدیع از جهان بردم
غزل شماره ۱۵۴۷: من با تو حدیث بیزبان گویم
غزل شماره ۱۵۴۸: روی تو چو نوبهار دیدم
غزل شماره ۱۵۴۹: زنهار مرا مگو که پیرم
غزل شماره ۱۵۵۰: گر از غم عشق عار داریم
غزل شماره ۱۵۵۱: از اصل چو حورزاد باشیم
غزل شماره ۱۵۵۲: ما آفت جان عاشقانیم
غزل شماره ۱۵۵۳: ما صحبت همدگر گزینیم
غزل شماره ۱۵۵۴: چون ذره به رقص اندرآییم
غزل شماره ۱۵۵۵: جز جانب دل به دل نیاییم
غزل شماره ۱۵۵۶: ای برده نماز من ز هنگام
غزل شماره ۱۵۵۷: یا رب توبه چرا شکستم
غزل شماره ۱۵۵۸: دانی کامروز از چه زردم
غزل شماره ۱۵۵۹: من دوش به تازه عهد کردم
غزل شماره ۱۵۶۰: تا عشق تو سوخت همچو عودم
غزل شماره ۱۵۶۱: تا چهره آن یگانه دیدم
غزل شماره ۱۵۶۲: گر ناز تو را به گفت نارم
غزل شماره ۱۵۶۳: من اشتر مست شهریارم
غزل شماره ۱۵۶۴: روزی که گذر کنی به گورم
غزل شماره ۱۵۶۵: ای دشمن روزه و نمازم
غزل شماره ۱۵۶۶: تا با تو قرین شدهست جانم
غزل شماره ۱۵۶۷: امروز مرا چه شد چه دانم
غزل شماره ۱۵۶۸: ای جان لطیف و ای جهانم
غزل شماره ۱۵۶۹: ناآمده سیل تر شدستیم
غزل شماره ۱۵۷۰: آن عشرت نو که برگرفتیم
غزل شماره ۱۵۷۱: در عشق قدیم سال خوردیم
غزل شماره ۱۵۷۲: گر گمشدگان روزگاریم
غزل شماره ۱۵۷۳: ما عاشق و بیدل و فقیریم
غزل شماره ۱۵۷۴: نی سیم و نه زر نه مال خواهیم
غزل شماره ۱۵۷۵: ما شاخ گلیم نی گیاهیم
غزل شماره ۱۵۷۶: ما زنده به نور کبریاییم
غزل شماره ۱۵۷۷: امروز نیم ملول شادم
غزل شماره ۱۵۷۸: من جز احد صمد نخواهم
غزل شماره ۱۵۷۹: ما آب دریم ما چه دانیم
غزل شماره ۱۵۸۰: تا دلبر خویش را نبینیم
غزل شماره ۱۵۸۱: گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم
غزل شماره ۱۵۸۲: هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
غزل شماره ۱۵۸۳: می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام
غزل شماره ۱۵۸۴: هر که گوید کان چراغ دیدهها را دیدهام
غزل شماره ۱۵۸۵: ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
غزل شماره ۱۵۸۶: خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
غزل شماره ۱۵۸۷: عشوه دادستی که من در بیوفایی نیستم
غزل شماره ۱۵۸۸: من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
غزل شماره ۱۵۸۹: چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
غزل شماره ۱۵۹۰: چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
غزل شماره ۱۵۹۱: وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم
غزل شماره ۱۵۹۲: نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
غزل شماره ۱۵۹۳: روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
غزل شماره ۱۵۹۴: ایها العشاق آتش گشته چون استارهایم
غزل شماره ۱۵۹۵: سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم
غزل شماره ۱۵۹۶: چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
غزل شماره ۱۵۹۷: این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم
غزل شماره ۱۵۹۸: ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم
غزل شماره ۱۵۹۹: چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم
غزل شماره ۱۶۰۰: از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم
غزل شماره ۱۶۰۱: بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم
غزل شماره ۱۶۰۲: می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام
غزل شماره ۱۶۰۳: چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم
غزل شماره ۱۶۰۴: بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم
غزل شماره ۱۶۰۵: بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم
غزل شماره ۱۶۰۶: هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم
غزل شماره ۱۶۰۷: ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم
غزل شماره ۱۶۰۸: چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم
غزل شماره ۱۶۰۹: چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم
غزل شماره ۱۶۱۰: منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم
غزل شماره ۱۶۱۱: مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم
غزل شماره ۱۶۱۲: منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم
غزل شماره ۱۶۱۳: به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم
غزل شماره ۱۶۱۴: بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم
غزل شماره ۱۶۱۵: من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
غزل شماره ۱۶۱۶: ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم
غزل شماره ۱۶۱۷: بت بینقش و نگارم جز تو یار ندارم
غزل شماره ۱۶۱۸: علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم
غزل شماره ۱۶۱۹: تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم
غزل شماره ۱۶۲۰: هوسی است در سر من که سر بشر ندارم
غزل شماره ۱۶۲۱: چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
غزل شماره ۱۶۲۲: تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
غزل شماره ۱۶۲۳: هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم
غزل شماره ۱۶۲۴: خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
غزل شماره ۱۶۲۵: دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
غزل شماره ۱۶۲۶: فلکا بگو که تا کی گلههای یار گویم
غزل شماره ۱۶۲۷: نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم
غزل شماره ۱۶۲۸: دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
غزل شماره ۱۶۲۹: دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
غزل شماره ۱۶۳۰: گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم
غزل شماره ۱۶۳۱: در فروبند که ما عاشق این میکدهایم
غزل شماره ۱۶۳۲: هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
غزل شماره ۱۶۳۳: در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
غزل شماره ۱۶۳۴: عقل گوید که من او را به زبان بفریبم
غزل شماره ۱۶۳۵: دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
غزل شماره ۱۶۳۶: از بت باخبر من خبری می رسدم
غزل شماره ۱۶۳۷: منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
غزل شماره ۱۶۳۸: مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم
غزل شماره ۱۶۳۹: ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم
غزل شماره ۱۶۴۰: گر تو خواهی که تو را بیکس و تنها نکنم
غزل شماره ۱۶۴۱: من چو در گور درون خفته همیفرسایم
غزل شماره ۱۶۴۲: ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
غزل شماره ۱۶۴۳: چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم
غزل شماره ۱۶۴۴: جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
غزل شماره ۱۶۴۵: گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم
غزل شماره ۱۶۴۶: روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم
غزل شماره ۱۶۴۷: روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
غزل شماره ۱۶۴۸: ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
غزل شماره ۱۶۴۹: وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
غزل شماره ۱۶۵۰: خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم
غزل شماره ۱۶۵۱: ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم
غزل شماره ۱۶۵۲: ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم
غزل شماره ۱۶۵۳: من از این خانه پرنور به در می نروم
غزل شماره ۱۶۵۴: تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم
غزل شماره ۱۶۵۵: دوش می گفت جانم کی سپهر معظم
غزل شماره ۱۶۵۶: هم به درد این درد را درمان کنم
غزل شماره ۱۶۵۷: می رسد بوی جگر از دو لبم
غزل شماره ۱۶۵۸: عاشقم از عاشقان نگریختم
غزل شماره ۱۶۵۹: دست من گیر ای پسر خوش نیستم
غزل شماره ۱۶۶۰: ای گزیده یار چونت یافتم
غزل شماره ۱۶۶۱: سالکان راه را محرم شدم
غزل شماره ۱۶۶۲: بوی آن خوب ختن می آیدم
غزل شماره ۱۶۶۳: نو به نو هر روز باری می کشم
غزل شماره ۱۶۶۴: می شناسد پرده جان آن صنم
غزل شماره ۱۶۶۵: عاشقی بر من پریشانت کنم
غزل شماره ۱۶۶۶: گفتهای من یار دیگر می کنم
غزل شماره ۱۶۶۷: من ز وصلت چون به هجران می روم
غزل شماره ۱۶۶۸: من به سوی باغ و گلشن می روم
غزل شماره ۱۶۶۹: آتشی نو در وجود اندرزدیم
غزل شماره ۱۶۷۰: ما به خرمنگاه جان بازآمدیم
غزل شماره ۱۶۷۱: گر دم از شادی وگر از غم زنیم
غزل شماره ۱۶۷۲: روز باران است و ما جو می کنیم
غزل شماره ۱۶۷۳: امشب ای دلدار مهمان توییم
غزل شماره ۱۶۷۴: ما ز بالاییم و بالا می رویم
غزل شماره ۱۶۷۵: دوش عشق شمس دین می باختیم
غزل شماره ۱۶۷۶: عاقبت ای جان فزا نشکیفتم
غزل شماره ۱۶۷۷: یک دمی خوش چو گلستان کندم
غزل شماره ۱۶۷۸: من اگر نالم اگر عذر آرم
غزل شماره ۱۶۷۹: من اگر مستم اگر هشیارم
غزل شماره ۱۶۸۰: من اگر پرغم اگر شادانم
غزل شماره ۱۶۸۱: من از این خانه به در می نروم
غزل شماره ۱۶۸۲: من اگر پرغم اگر خندانم
غزل شماره ۱۶۸۳: من که حیران ز ملاقات توام
غزل شماره ۱۶۸۴: من از این خانه به در می نروم
غزل شماره ۱۶۸۵: ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
غزل شماره ۱۶۸۶: گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
غزل شماره ۱۶۸۷: گر جان منکرانت شد خصم جان مستم
غزل شماره ۱۶۸۸: رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم
غزل شماره ۱۶۸۹: صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
غزل شماره ۱۶۹۰: اندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدم
غزل شماره ۱۶۹۱: خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم
غزل شماره ۱۶۹۲: یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
غزل شماره ۱۶۹۳: من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم
غزل شماره ۱۶۹۴: بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم
غزل شماره ۱۶۹۵: پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم
غزل شماره ۱۶۹۶: ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم
غزل شماره ۱۶۹۷: آری ستیزه می کن تا من همیستیزم
غزل شماره ۱۶۹۸: ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
غزل شماره ۱۶۹۹: دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم
غزل شماره ۱۷۰۰: عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایم
غزل شماره ۱۷۰۱: آوازه جمالت از جان خود شنیدیم
غزل شماره ۱۷۰۲: درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم
غزل شماره ۱۷۰۳: من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم
غزل شماره ۱۷۰۴: اشکم دهل شدهست از این جام دم به دم
غزل شماره ۱۷۰۵: از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم
غزل شماره ۱۷۰۶: برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم
غزل شماره ۱۷۰۷: چیزی مگو که گنج نهانی خریدهام
غزل شماره ۱۷۰۸: ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم
غزل شماره ۱۷۰۹: ما قحطیان تشنه و بسیارخوارهایم
غزل شماره ۱۷۱۰: با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم
غزل شماره ۱۷۱۱: بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم
غزل شماره ۱۷۱۲: ما در جهان موافقت کس نمیکنیم
غزل شماره ۱۷۱۳: خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم
غزل شماره ۱۷۱۴: چند روی بیخبر آخر بنگر به بام
غزل شماره ۱۷۱۵: هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام
غزل شماره ۱۷۱۶: امشب جان را ببر از تن چاکر تمام
غزل شماره ۱۷۱۷: لولیکان توییم در بگشا ای صنم
غزل شماره ۱۷۱۸: ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم
غزل شماره ۱۷۱۹: پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم
غزل شماره ۱۷۲۰: بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
غزل شماره ۱۷۲۱: خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم
غزل شماره ۱۷۲۲: بدار دست ز ریشم که بادهای خوردم
غزل شماره ۱۷۲۳: نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم
غزل شماره ۱۷۲۴: همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
غزل شماره ۱۷۲۵: نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
غزل شماره ۱۷۲۶: بیار باده که دیر است در خمار توام
غزل شماره ۱۷۲۷: به غم فرونروم باز سوی یار روم
غزل شماره ۱۷۲۸: مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
غزل شماره ۱۷۲۹: اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
غزل شماره ۱۷۳۰: چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم
غزل شماره ۱۷۳۱: اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم
غزل شماره ۱۷۳۲: به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
غزل شماره ۱۷۳۳: به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
غزل شماره ۱۷۳۴: سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
غزل شماره ۱۷۳۵: به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
غزل شماره ۱۷۳۶: به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم
غزل شماره ۱۷۳۷: بیار باده که اندر خمار خمارم
غزل شماره ۱۷۳۸: به گوشهای بروم گوش آن قدح گیرم
غزل شماره ۱۷۳۹: زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
غزل شماره ۱۷۴۰: خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم
غزل شماره ۱۷۴۱: به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
غزل شماره ۱۷۴۲: ببسته است پری نهانیی پایم
غزل شماره ۱۷۴۳: اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
غزل شماره ۱۷۴۴: بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
غزل شماره ۱۷۴۵: فضول گشتهام امروز جنگ می جویم
غزل شماره ۱۷۴۶: بر آن شدهست دلم کتشی بگیرانم
غزل شماره ۱۷۴۷: اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
غزل شماره ۱۷۴۸: می گریزد از ما و ما قوامش داریم
غزل شماره ۱۷۴۹: گه چرخ زنان همچون فلکم
غزل شماره ۱۷۵۰: تلخی نکند شیرین ذقنم
غزل شماره ۱۷۵۱: تشنه خویش کن مده آبم
غزل شماره ۱۷۵۲: کون خر را نظام دین گفتم
غزل شماره ۱۷۵۳: آمدم باز تا چنان گردم
غزل شماره ۱۷۵۴: آتشی از تو در دهان دارم
غزل شماره ۱۷۵۵: در طریقت دو صد کمین دارم
غزل شماره ۱۷۵۶: تا به جان مست عشق آن یارم
غزل شماره ۱۷۵۷: همتم شد بلند و تدبیرم
غزل شماره ۱۷۵۸: در وصالت چرا بیاموزم
غزل شماره ۱۷۵۹: اه چه بیرنگ و بینشان که منم
غزل شماره ۱۷۶۰: به خدایی که در ازل بودهست
غزل شماره ۱۷۶۱: ما همه از الست همدستیم
غزل شماره ۱۷۶۲: آمدستیم تا چنان گردیم
غزل شماره ۱۷۶۳: ما که باده ز دست یار خوریم
غزل شماره ۱۷۶۴: ناله بلبل بهار کنیم
غزل شماره ۱۷۶۵: عاشق روی جان فزای توییم
غزل شماره ۱۷۶۶: خیز تا فتنهای برانگیزیم
غزل شماره ۱۷۶۷: تو چه دانی که ما چه مرغانیم
غزل شماره ۱۷۶۸: چند قبا بر قد دل دوختم
غزل شماره ۱۷۶۹: ای دل صافی دم ثابت قدم
غزل شماره ۱۷۷۰: آمد سرمست سحر دلبرم
غزل شماره ۱۷۷۱: شد ز غمت خانه سودا دلم
غزل شماره ۱۷۷۲: چند گهی فاتحه خوانت کنم
غزل شماره ۱۷۷۳: بار دگر جانب یار آمدیم
غزل شماره ۱۷۷۴: ما به تماشای تو بازآمدیم
غزل شماره ۱۷۷۵: گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم
غزل شماره ۱۷۷۶: منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم
غزل شماره ۱۷۷۷: انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
غزل شماره ۱۷۷۸: رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم
غزل شماره ۱۷۷۹: اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
غزل شماره ۱۷۸۰: اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
غزل شماره ۱۷۸۱: قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
غزل شماره ۱۷۸۲: ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم
غزل شماره ۱۷۸۳: فان وفق الله الکریم وصالکم
غزل شماره ۱۷۸۴: علی اهل نجد الثنا و سلام

