گنجور

میم

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » میم
 

الف تا خ

د

ر تا ل

م

ن تا ه

ی

م

غزل شماره ۱۳۷۰: آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم

غزل شماره ۱۳۷۱: ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌ام

غزل شماره ۱۳۷۲: این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام

غزل شماره ۱۳۷۳: هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم

غزل شماره ۱۳۷۴: ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم

غزل شماره ۱۳۷۵: بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم

غزل شماره ۱۳۷۶: کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم

غزل شماره ۱۳۷۷: ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم

غزل شماره ۱۳۷۸: ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم

غزل شماره ۱۳۷۹: آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم

غزل شماره ۱۳۸۰: دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم

غزل شماره ۱۳۸۱: هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم

غزل شماره ۱۳۸۲: ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم

غزل شماره ۱۳۸۳: تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم

غزل شماره ۱۳۸۴: عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم

غزل شماره ۱۳۸۵: بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم

غزل شماره ۱۳۸۶: آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم

غزل شماره ۱۳۸۷: هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم

غزل شماره ۱۳۸۸: ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم

غزل شماره ۱۳۸۹: ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم

غزل شماره ۱۳۹۰: بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم

غزل شماره ۱۳۹۱: تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم

غزل شماره ۱۳۹۲: یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم

غزل شماره ۱۳۹۳: مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

غزل شماره ۱۳۹۴: دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم

غزل شماره ۱۳۹۵: مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم

غزل شماره ۱۳۹۶: باز در اسرار روم جانب آن یار روم

غزل شماره ۱۳۹۷: زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم

غزل شماره ۱۳۹۸: جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم

غزل شماره ۱۳۹۹: هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم

غزل شماره ۱۴۰۰: تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم

غزل شماره ۱۴۰۱: کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم

غزل شماره ۱۴۰۲: دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم

غزل شماره ۱۴۰۳: آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

غزل شماره ۱۴۰۴: کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم

غزل شماره ۱۴۰۵: میل هواش می کنم طال بقاش می زنم

غزل شماره ۱۴۰۶: هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم

غزل شماره ۱۴۰۷: دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم

غزل شماره ۱۴۰۸: تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم

غزل شماره ۱۴۰۹: ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام

غزل شماره ۱۴۱۰: تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم

غزل شماره ۱۴۱۱: گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم

غزل شماره ۱۴۱۲: بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم

غزل شماره ۱۴۱۳: کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم

غزل شماره ۱۴۱۴: درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم

غزل شماره ۱۴۱۵: ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم

غزل شماره ۱۴۱۶: ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم

غزل شماره ۱۴۱۷: به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم

غزل شماره ۱۴۱۸: دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم

غزل شماره ۱۴۱۹: بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم

غزل شماره ۱۴۲۰: اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم

غزل شماره ۱۴۲۱: بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم

غزل شماره ۱۴۲۲: طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم

غزل شماره ۱۴۲۳: تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم

غزل شماره ۱۴۲۴: بگفتم عذر با دلبر که بی‌گه بود و ترسیدم

غزل شماره ۱۴۲۵: دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم

غزل شماره ۱۴۲۶: چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم

غزل شماره ۱۴۲۷: من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارم

غزل شماره ۱۴۲۸: همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم

غزل شماره ۱۴۲۹: نه آن بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزم

غزل شماره ۱۴۳۰: نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم

غزل شماره ۱۴۳۱: مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم

غزل شماره ۱۴۳۲: تو خود دانی که من بی‌تو عدم باشم عدم باشم

غزل شماره ۱۴۳۳: من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم

غزل شماره ۱۴۳۴: چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم

غزل شماره ۱۴۳۵: به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می دانم

غزل شماره ۱۴۳۶: تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم

غزل شماره ۱۴۳۷: چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم

غزل شماره ۱۴۳۸: ندارد پای عشق او دل بی‌دست و بی‌پایم

غزل شماره ۱۴۳۹: من این ایوان نه تو را نمی‌دانم نمی‌دانم

غزل شماره ۱۴۴۰: بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم

غزل شماره ۱۴۴۱: بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم

غزل شماره ۱۴۴۲: زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم

غزل شماره ۱۴۴۳: بشستم تخته هستی سر عالم نمی‌دارم

غزل شماره ۱۴۴۴: ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم

غزل شماره ۱۴۴۵: من دلق گرو کردم عریان خراباتم

غزل شماره ۱۴۴۶: گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم

غزل شماره ۱۴۴۷: رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم

غزل شماره ۱۴۴۸: در مجلس آن رستم در عربده بنشستم

غزل شماره ۱۴۴۹: زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم

غزل شماره ۱۴۵۰: بستان قدح از دستم ای مست که من مستم

غزل شماره ۱۴۵۱: گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم

غزل شماره ۱۴۵۲: ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم

غزل شماره ۱۴۵۳: در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم

غزل شماره ۱۴۵۴: گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم

غزل شماره ۱۴۵۵: ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم

غزل شماره ۱۴۵۶: توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم

غزل شماره ۱۴۵۷: من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم

غزل شماره ۱۴۵۸: یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم

غزل شماره ۱۴۵۹: تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم

غزل شماره ۱۴۶۰: بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم

غزل شماره ۱۴۶۱: پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم

غزل شماره ۱۴۶۲: صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم

غزل شماره ۱۴۶۳: شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم

غزل شماره ۱۴۶۴: سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم

غزل شماره ۱۴۶۵: ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم

غزل شماره ۱۴۶۶: در عشق سلیمانی من همدم مرغانم

غزل شماره ۱۴۶۷: این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم

غزل شماره ۱۴۶۸: امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم

غزل شماره ۱۴۶۹: بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم

غزل شماره ۱۴۷۰: جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم

غزل شماره ۱۴۷۱: مخمورم پرخواره اندازه نمی‌دانم

غزل شماره ۱۴۷۲: دگربار دگربار ز زنجیر بجستم

غزل شماره ۱۴۷۳: بیایید بیایید به گلزار بگردیم

غزل شماره ۱۴۷۴: حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم

غزل شماره ۱۴۷۵: بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم

غزل شماره ۱۴۷۶: طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم

غزل شماره ۱۴۷۷: از اول امروز چو آشفته و مستیم

غزل شماره ۱۴۷۸: المنه لله که ز پیکار رهیدیم

غزل شماره ۱۴۷۹: آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم

غزل شماره ۱۴۸۰: خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم

غزل شماره ۱۴۸۱: ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم

غزل شماره ۱۴۸۲: چون در عدم آییم و سر از یار برآریم

غزل شماره ۱۴۸۳: امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم

غزل شماره ۱۴۸۴: بشکن قدح باده که امروز چنانیم

غزل شماره ۱۴۸۵: صبح است و صبوح است بر این بام برآییم

غزل شماره ۱۴۸۶: چون آینه رازنما باشد جانم

غزل شماره ۱۴۸۷: امروز چنانم که خر از بار ندانم

غزل شماره ۱۴۸۸: ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم

غزل شماره ۱۴۸۹: ساقی ز پی عشق روان است روانم

غزل شماره ۱۴۹۰: از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم

غزل شماره ۱۴۹۱: خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم

غزل شماره ۱۴۹۲: بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم

غزل شماره ۱۴۹۳: ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم

غزل شماره ۱۴۹۴: افتادم افتادم در آبی افتادم

غزل شماره ۱۴۹۵: اگر تو نیستی در عاشقی خام

غزل شماره ۱۴۹۶: چه دیدم خواب شب کامروز مستم

غزل شماره ۱۴۹۷: به جان جمله مستان که مستم

غزل شماره ۱۴۹۸: بیا کز غیر تو بیزار گشتم

غزل شماره ۱۴۹۹: بیا کز عشق تو دیوانه گشتم

غزل شماره ۱۵۰۰: چنان مست است از آن دم جان آدم

غزل شماره ۱۵۰۱: منم فتنه هزاران فتنه زادم

غزل شماره ۱۵۰۲: ز زندان خلق را آزاد کردم

غزل شماره ۱۵۰۳: غلامم خواجه را آزاد کردم

غزل شماره ۱۵۰۴: حسودان را ز غم آزاد کردم

غزل شماره ۱۵۰۵: یکی مطرب همی‌خواهم در این دم

غزل شماره ۱۵۰۶: همیشه من چنین مجنون نبودم

غزل شماره ۱۵۰۷: ایا یاری که در تو ناپدیدم

غزل شماره ۱۵۰۸: سفر کردم به هر شهری دویدم

غزل شماره ۱۵۰۹: سفر کردم به هر شهری دویدم

غزل شماره ۱۵۱۰: اگر عشقت به جای جان ندارم

غزل شماره ۱۵۱۱: بیا ای آنک بردی تو قرارم

غزل شماره ۱۵۱۲: گهی در گیرم و گه بام گیرم

غزل شماره ۱۵۱۳: اگر سرمست اگر مخمور باشم

غزل شماره ۱۵۱۴: خداوندا مده آن یار را غم

غزل شماره ۱۵۱۵: چه نزدیک است جان تو به جانم

غزل شماره ۱۵۱۶: چه نزدیک است جان تو به جانم

غزل شماره ۱۵۱۷: مرا گویی که رایی من چه دانم

غزل شماره ۱۵۱۸: من آن ماهم که اندر لامکانم

غزل شماره ۱۵۱۹: بیا کامروز بیرون از جهانم

غزل شماره ۱۵۲۰: مرا پرسی که چونی بین که چونم

غزل شماره ۱۵۲۱: من از عالم تو را تنها گزینم

غزل شماره ۱۵۲۲: ورا خواهم دگر یاری نخواهم

غزل شماره ۱۵۲۳: نه آن شیرم که با دشمن برآیم

غزل شماره ۱۵۲۴: چو آب آهسته زیر که درآیم

غزل شماره ۱۵۲۵: ز قند یار تا شاخی نخایم

غزل شماره ۱۵۲۶: از آن باده ندانم چون فنایم

غزل شماره ۱۵۲۷: بیا کامروز گرد یار گردیم

غزل شماره ۱۵۲۸: به پیش باد تو ما همچو گردیم

غزل شماره ۱۵۲۹: شب دوشینه ما بیدار بودیم

غزل شماره ۱۵۳۰: من و تو دوش شب بیدار بودیم

غزل شماره ۱۵۳۱: بیا کامروز شه را ما شکاریم

غزل شماره ۱۵۳۲: بیا تا عاشقی از سر بگیریم

غزل شماره ۱۵۳۳: بیا امروز ما مهمان میریم

غزل شماره ۱۵۳۴: بیا ما چند کس با هم بسازیم

غزل شماره ۱۵۳۵: بیا تا قدر یک دیگر بدانیم

غزل شماره ۱۵۳۶: میان ما درآ ما عاشقانیم

غزل شماره ۱۵۳۷: چرا شاید چو ما شه زادگانیم

غزل شماره ۱۵۳۸: بر آن بودم که فرهنگی بجویم

غزل شماره ۱۵۳۹: مگردان روی خود ای دیده رویم

غزل شماره ۱۵۴۰: بیا با هم سخن از جان بگوییم

غزل شماره ۱۵۴۱: مرا خواندی ز در تو خستی از بام

غزل شماره ۱۵۴۲: چنان مستم چنان مستم من این دم

غزل شماره ۱۵۴۳: کجایی ساقیا درده مدامم

غزل شماره ۱۵۴۴: مرا گویی چه سانی من چه دانم

غزل شماره ۱۵۴۵: شراب شیره انگور خواهم

غزل شماره ۱۵۴۶: رفتم تصدیع از جهان بردم

غزل شماره ۱۵۴۷: من با تو حدیث بی‌زبان گویم

غزل شماره ۱۵۴۸: روی تو چو نوبهار دیدم

غزل شماره ۱۵۴۹: زنهار مرا مگو که پیرم

غزل شماره ۱۵۵۰: گر از غم عشق عار داریم

غزل شماره ۱۵۵۱: از اصل چو حورزاد باشیم

غزل شماره ۱۵۵۲: ما آفت جان عاشقانیم

غزل شماره ۱۵۵۳: ما صحبت همدگر گزینیم

غزل شماره ۱۵۵۴: چون ذره به رقص اندرآییم

غزل شماره ۱۵۵۵: جز جانب دل به دل نیاییم

غزل شماره ۱۵۵۶: ای برده نماز من ز هنگام

غزل شماره ۱۵۵۷: یا رب توبه چرا شکستم

غزل شماره ۱۵۵۸: دانی کامروز از چه زردم

غزل شماره ۱۵۵۹: من دوش به تازه عهد کردم

غزل شماره ۱۵۶۰: تا عشق تو سوخت همچو عودم

غزل شماره ۱۵۶۱: تا چهره آن یگانه دیدم

غزل شماره ۱۵۶۲: گر ناز تو را به گفت نارم

غزل شماره ۱۵۶۳: من اشتر مست شهریارم

غزل شماره ۱۵۶۴: روزی که گذر کنی به گورم

غزل شماره ۱۵۶۵: ای دشمن روزه و نمازم

غزل شماره ۱۵۶۶: تا با تو قرین شده‌ست جانم

غزل شماره ۱۵۶۷: امروز مرا چه شد چه دانم

غزل شماره ۱۵۶۸: ای جان لطیف و ای جهانم

غزل شماره ۱۵۶۹: ناآمده سیل تر شدستیم

غزل شماره ۱۵۷۰: آن عشرت نو که برگرفتیم

غزل شماره ۱۵۷۱: در عشق قدیم سال خوردیم

غزل شماره ۱۵۷۲: گر گمشدگان روزگاریم

غزل شماره ۱۵۷۳: ما عاشق و بی‌دل و فقیریم

غزل شماره ۱۵۷۴: نی سیم و نه زر نه مال خواهیم

غزل شماره ۱۵۷۵: ما شاخ گلیم نی گیاهیم

غزل شماره ۱۵۷۶: ما زنده به نور کبریاییم

غزل شماره ۱۵۷۷: امروز نیم ملول شادم

غزل شماره ۱۵۷۸: من جز احد صمد نخواهم

غزل شماره ۱۵۷۹: ما آب دریم ما چه دانیم

غزل شماره ۱۵۸۰: تا دلبر خویش را نبینیم

غزل شماره ۱۵۸۱: گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم

غزل شماره ۱۵۸۲: هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم

غزل شماره ۱۵۸۳: می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام

غزل شماره ۱۵۸۴: هر که گوید کان چراغ دیده‌ها را دیده‌ام

غزل شماره ۱۵۸۵: ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم

غزل شماره ۱۵۸۶: خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم

غزل شماره ۱۵۸۷: عشوه دادستی که من در بی‌وفایی نیستم

غزل شماره ۱۵۸۸: من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم

غزل شماره ۱۵۸۹: چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم

غزل شماره ۱۵۹۰: چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم

غزل شماره ۱۵۹۱: وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم

غزل شماره ۱۵۹۲: نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم

غزل شماره ۱۵۹۳: روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم

غزل شماره ۱۵۹۴: ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم

غزل شماره ۱۵۹۵: سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم

غزل شماره ۱۵۹۶: چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم

غزل شماره ۱۵۹۷: این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم

غزل شماره ۱۵۹۸: ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم

غزل شماره ۱۵۹۹: چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم

غزل شماره ۱۶۰۰: از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم

غزل شماره ۱۶۰۱: بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم

غزل شماره ۱۶۰۲: می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام

غزل شماره ۱۶۰۳: چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم

غزل شماره ۱۶۰۴: بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم

غزل شماره ۱۶۰۵: بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم

غزل شماره ۱۶۰۶: هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم

غزل شماره ۱۶۰۷: ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم

غزل شماره ۱۶۰۸: چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم

غزل شماره ۱۶۰۹: چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم

غزل شماره ۱۶۱۰: منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم

غزل شماره ۱۶۱۱: مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم

غزل شماره ۱۶۱۲: منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم

غزل شماره ۱۶۱۳: به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم

غزل شماره ۱۶۱۴: بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم

غزل شماره ۱۶۱۵: من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم

غزل شماره ۱۶۱۶: ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم

غزل شماره ۱۶۱۷: بت بی‌نقش و نگارم جز تو یار ندارم

غزل شماره ۱۶۱۸: علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم

غزل شماره ۱۶۱۹: تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم

غزل شماره ۱۶۲۰: هوسی است در سر من که سر بشر ندارم

غزل شماره ۱۶۲۱: چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم

غزل شماره ۱۶۲۲: تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم

غزل شماره ۱۶۲۳: هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم

غزل شماره ۱۶۲۴: خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم

غزل شماره ۱۶۲۵: دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم

غزل شماره ۱۶۲۶: فلکا بگو که تا کی گله‌های یار گویم

غزل شماره ۱۶۲۷: نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم

غزل شماره ۱۶۲۸: دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم

غزل شماره ۱۶۲۹: دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم

غزل شماره ۱۶۳۰: گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم

غزل شماره ۱۶۳۱: در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم

غزل شماره ۱۶۳۲: هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم

غزل شماره ۱۶۳۳: در فروبند که ما عاشق این انجمنیم

غزل شماره ۱۶۳۴: عقل گوید که من او را به زبان بفریبم

غزل شماره ۱۶۳۵: دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم

غزل شماره ۱۶۳۶: از بت باخبر من خبری می رسدم

غزل شماره ۱۶۳۷: منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم

غزل شماره ۱۶۳۸: مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم

غزل شماره ۱۶۳۹: ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم

غزل شماره ۱۶۴۰: گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم

غزل شماره ۱۶۴۱: من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم

غزل شماره ۱۶۴۲: ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم

غزل شماره ۱۶۴۳: چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم

غزل شماره ۱۶۴۴: جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم

غزل شماره ۱۶۴۵: گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم

غزل شماره ۱۶۴۶: روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم

غزل شماره ۱۶۴۷: روز شادی است بیا تا همگان یار شویم

غزل شماره ۱۶۴۸: ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم

غزل شماره ۱۶۴۹: وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم

غزل شماره ۱۶۵۰: خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم

غزل شماره ۱۶۵۱: ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم

غزل شماره ۱۶۵۲: ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم

غزل شماره ۱۶۵۳: من از این خانه پرنور به در می نروم

غزل شماره ۱۶۵۴: تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم

غزل شماره ۱۶۵۵: دوش می گفت جانم کی سپهر معظم

غزل شماره ۱۶۵۶: هم به درد این درد را درمان کنم

غزل شماره ۱۶۵۷: می رسد بوی جگر از دو لبم

غزل شماره ۱۶۵۸: عاشقم از عاشقان نگریختم

غزل شماره ۱۶۵۹: دست من گیر ای پسر خوش نیستم

غزل شماره ۱۶۶۰: ای گزیده یار چونت یافتم

غزل شماره ۱۶۶۱: سالکان راه را محرم شدم

غزل شماره ۱۶۶۲: بوی آن خوب ختن می آیدم

غزل شماره ۱۶۶۳: نو به نو هر روز باری می کشم

غزل شماره ۱۶۶۴: می شناسد پرده جان آن صنم

غزل شماره ۱۶۶۵: عاشقی بر من پریشانت کنم

غزل شماره ۱۶۶۶: گفته‌ای من یار دیگر می کنم

غزل شماره ۱۶۶۷: من ز وصلت چون به هجران می روم

غزل شماره ۱۶۶۸: من به سوی باغ و گلشن می روم

غزل شماره ۱۶۶۹: آتشی نو در وجود اندرزدیم

غزل شماره ۱۶۷۰: ما به خرمنگاه جان بازآمدیم

غزل شماره ۱۶۷۱: گر دم از شادی وگر از غم زنیم

غزل شماره ۱۶۷۲: روز باران است و ما جو می کنیم

غزل شماره ۱۶۷۳: امشب ای دلدار مهمان توییم

غزل شماره ۱۶۷۴: ما ز بالاییم و بالا می رویم

غزل شماره ۱۶۷۵: دوش عشق شمس دین می باختیم

غزل شماره ۱۶۷۶: عاقبت ای جان فزا نشکیفتم

غزل شماره ۱۶۷۷: یک دمی خوش چو گلستان کندم

غزل شماره ۱۶۷۸: من اگر نالم اگر عذر آرم

غزل شماره ۱۶۷۹: من اگر مستم اگر هشیارم

غزل شماره ۱۶۸۰: من اگر پرغم اگر شادانم

غزل شماره ۱۶۸۱: من از این خانه به در می نروم

غزل شماره ۱۶۸۲: من اگر پرغم اگر خندانم

غزل شماره ۱۶۸۳: من که حیران ز ملاقات توام

غزل شماره ۱۶۸۴: من از این خانه به در می نروم

غزل شماره ۱۶۸۵: ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم

غزل شماره ۱۶۸۶: گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم

غزل شماره ۱۶۸۷: گر جان منکرانت شد خصم جان مستم

غزل شماره ۱۶۸۸: رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم

غزل شماره ۱۶۸۹: صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم

غزل شماره ۱۶۹۰: اندر دو کون جانا بی‌تو طرب ندیدم

غزل شماره ۱۶۹۱: خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم

غزل شماره ۱۶۹۲: یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم

غزل شماره ۱۶۹۳: من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم

غزل شماره ۱۶۹۴: بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم

غزل شماره ۱۶۹۵: پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم

غزل شماره ۱۶۹۶: ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم

غزل شماره ۱۶۹۷: آری ستیزه می کن تا من همی‌ستیزم

غزل شماره ۱۶۹۸: ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم

غزل شماره ۱۶۹۹: دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم

غزل شماره ۱۷۰۰: عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایم

غزل شماره ۱۷۰۱: آوازه جمالت از جان خود شنیدیم

غزل شماره ۱۷۰۲: درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم

غزل شماره ۱۷۰۳: من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم

غزل شماره ۱۷۰۴: اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم

غزل شماره ۱۷۰۵: از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم

غزل شماره ۱۷۰۶: برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم

غزل شماره ۱۷۰۷: چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام

غزل شماره ۱۷۰۸: ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم

غزل شماره ۱۷۰۹: ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم

غزل شماره ۱۷۱۰: با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم

غزل شماره ۱۷۱۱: بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم

غزل شماره ۱۷۱۲: ما در جهان موافقت کس نمی‌کنیم

غزل شماره ۱۷۱۳: خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم

غزل شماره ۱۷۱۴: چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بام

غزل شماره ۱۷۱۵: هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام

غزل شماره ۱۷۱۶: امشب جان را ببر از تن چاکر تمام

غزل شماره ۱۷۱۷: لولیکان توییم در بگشا ای صنم

غزل شماره ۱۷۱۸: ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم

غزل شماره ۱۷۱۹: پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم

غزل شماره ۱۷۲۰: بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم

غزل شماره ۱۷۲۱: خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم

غزل شماره ۱۷۲۲: بدار دست ز ریشم که باده‌ای خوردم

غزل شماره ۱۷۲۳: نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم

غزل شماره ۱۷۲۴: همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم

غزل شماره ۱۷۲۵: نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم

غزل شماره ۱۷۲۶: بیار باده که دیر است در خمار توام

غزل شماره ۱۷۲۷: به غم فرونروم باز سوی یار روم

غزل شماره ۱۷۲۸: مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم

غزل شماره ۱۷۲۹: اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم

غزل شماره ۱۷۳۰: چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم

غزل شماره ۱۷۳۱: اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم

غزل شماره ۱۷۳۲: به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام

غزل شماره ۱۷۳۳: به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام

غزل شماره ۱۷۳۴: سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام

غزل شماره ۱۷۳۵: به گوش من برسانید هجر تلخ پیام

غزل شماره ۱۷۳۶: به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم

غزل شماره ۱۷۳۷: بیار باده که اندر خمار خمارم

غزل شماره ۱۷۳۸: به گوشه‌ای بروم گوش آن قدح گیرم

غزل شماره ۱۷۳۹: زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم

غزل شماره ۱۷۴۰: خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم

غزل شماره ۱۷۴۱: به کوی عشق تو من نامدم که بازروم

غزل شماره ۱۷۴۲: ببسته است پری نهانیی پایم

غزل شماره ۱۷۴۳: اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم

غزل شماره ۱۷۴۴: بیار مطرب بر ما کریم باش کریم

غزل شماره ۱۷۴۵: فضول گشته‌ام امروز جنگ می جویم

غزل شماره ۱۷۴۶: بر آن شده‌ست دلم کتشی بگیرانم

غزل شماره ۱۷۴۷: اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم

غزل شماره ۱۷۴۸: می گریزد از ما و ما قوامش داریم

غزل شماره ۱۷۴۹: گه چرخ زنان همچون فلکم

غزل شماره ۱۷۵۰: تلخی نکند شیرین ذقنم

غزل شماره ۱۷۵۱: تشنه خویش کن مده آبم

غزل شماره ۱۷۵۲: کون خر را نظام دین گفتم

غزل شماره ۱۷۵۳: آمدم باز تا چنان گردم

غزل شماره ۱۷۵۴: آتشی از تو در دهان دارم

غزل شماره ۱۷۵۵: در طریقت دو صد کمین دارم

غزل شماره ۱۷۵۶: تا به جان مست عشق آن یارم

غزل شماره ۱۷۵۷: همتم شد بلند و تدبیرم

غزل شماره ۱۷۵۸: در وصالت چرا بیاموزم

غزل شماره ۱۷۵۹: اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم

غزل شماره ۱۷۶۰: به خدایی که در ازل بوده‌ست

غزل شماره ۱۷۶۱: ما همه از الست همدستیم

غزل شماره ۱۷۶۲: آمدستیم تا چنان گردیم

غزل شماره ۱۷۶۳: ما که باده ز دست یار خوریم

غزل شماره ۱۷۶۴: ناله بلبل بهار کنیم

غزل شماره ۱۷۶۵: عاشق روی جان فزای توییم

غزل شماره ۱۷۶۶: خیز تا فتنه‌ای برانگیزیم

غزل شماره ۱۷۶۷: تو چه دانی که ما چه مرغانیم

غزل شماره ۱۷۶۸: چند قبا بر قد دل دوختم

غزل شماره ۱۷۶۹: ای دل صافی دم ثابت قدم

غزل شماره ۱۷۷۰: آمد سرمست سحر دلبرم

غزل شماره ۱۷۷۱: شد ز غمت خانه سودا دلم

غزل شماره ۱۷۷۲: چند گهی فاتحه خوانت کنم

غزل شماره ۱۷۷۳: بار دگر جانب یار آمدیم

غزل شماره ۱۷۷۴: ما به تماشای تو بازآمدیم

غزل شماره ۱۷۷۵: گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم

غزل شماره ۱۷۷۶: منم آن بنده مخلص که از آن روز که زادم

غزل شماره ۱۷۷۷: انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم

غزل شماره ۱۷۷۸: رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم

غزل شماره ۱۷۷۹: اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم

غزل شماره ۱۷۸۰: اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام

غزل شماره ۱۷۸۱: قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم

غزل شماره ۱۷۸۲: ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم

غزل شماره ۱۷۸۳: فان وفق الله الکریم وصالکم

غزل شماره ۱۷۸۴: علی اهل نجد الثنا و سلام