گنجور

بخش ۸۱ - حکایت اشتر و گاو و قج که در راه بند گیاه یافتند هر یکی می‌گفت من خورم

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم
 

اشتر و گاو و قجی در پیش راه

یافتند اندر روش بندی گیاه

گفت قج بخش ار کنیم این را یقین

هیچ کس از ما نگردد سیر ازین

لیک عمر هرکه باشد بیشتر

این علف اوراست اولی گو بخور

که اکابر را مقدم داشتن

آمدست از مصطفی اندر سنن

گرچه پیران را درین دور لئام

در دو موضع پیش می‌دارند عام

یا در آن لوتی که آن سوزان بود

یا بر آن پل کز خلل ویران بود

خدمت شیخی بزرگی قایدی

عام نارد بی‌قرینهٔ فاسدی

خیرشان اینست چه بود شرشان

قبحشان را باز دان از فرشان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مسافر نوشته:

دلا بسوز که سوزدل کارها بکند:-)دوعای نیم شبی دفع صد بلا بکند:-)دل درایندنیا مبند دونیای فانی بگزرد:-)مسوم پیری دراید شاجوانی بگزرد

کانال رسمی گنجور در تلگرام