گنجور

بخش ۴۲ - رجوع به داستان آن کمپیر

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم
 

چون عروسی خواست رفتن آن خریف

موی ابرو پاک کرد آن مستخیف

پیش رو آیینه بگرفت آن عجوز

تا بیاراید رخ و رخسار و پوز

چند گلگونه بمالید از بطر

سفرهٔ رویش نشد پوشیده‌تر

عشرهای مصحف از جا می‌برید

می‌بچفسانید بر رو آن پلید

تا که سفرهٔ روی او پنهان شود

تا نگین حلقهٔ خوبان شود

عشرها بر روی هر جا می‌نهاد

چونک بر می‌بست چادر می‌فتاد

باز او آن عشرها را با خدو

می‌بچفسانید بر اطراف رو

باز چادر راست کردی آن تکین

عشرها افتادی از رو بر زمین

چون بسی می‌کرد فن و آن می‌فتاد

گفت صد لعنت بر آن ابلیس باد

شد مصور آن زمان ابلیس زود

گفت ای قحبهٔ قدید بی‌ورود

من همه عمر این نیندیشیده‌ام

نه ز جز تو قحبه‌ای این دیده‌ام

تخم نادر در فضیحت کاشتی

در جهان تو مصحفی نگذاشتی

صد بلیسی تو خمیس اندر خمیس

ترک من گوی ای عجوزهٔ دردبیس

چند دزدی عشر از علم کتاب

تا شود رویت ملون هم‌چو سیب

چند دزدی حرف مردان خدا

تا فروشی و ستانی مرحبا

رنگ بر بسته ترا گلگون نکرد

شاخ بر بسته فن عرجون نکرد

عاقبت چون چادر مرگت رسد

از رخت این عشرها اندر فتد

چونک آید خیزخیزان رحیل

گم شود زان پس فنون قال و قیل

عالم خاموشی آید پیش بیست

وای آنک در درون انسیش نیست

صیقلی کن یک دو روزی سینه را

دفتر خود ساز آن آیینه را

که ز سایهٔ یوسف صاحب‌قران

شد زلیخای عجوز از سر جوان

می‌شود مبدل به خورشید تموز

آن مزاح بارد برد العجوز

می‌شود مبدل بسوز مریمی

شاخ لب خشکی به نخلی خرمی

ای عجوزه چند کوشی با قضا

نقد جو اکنون رها کن ما مضی

چون رخت را نیست در خوبی امید

خواه گلگونه نه و خواهی مداد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

خریف خزان است و خدو را هم که در بخش ترشحات جناب کیخا تف و بزاق و آب دهان معنی کردند

صدرا نوشته:

سوالی که برای من پیش آمده این است که حضرت مولانا در بیت :
چند دزدی عشر از علم کتاب … تا شود رویت ملون هم چو سیب
به چه علت قافیه را رعایت نکردند، یا این احتمال می رود در نسخ اینگونه به اشتباه ضبط شده باشد؟
با توجه به اینکه حضرت مولانا در این سطح محکوم به نقصان در فن شعر نمی باشند، پس وجود اینگونه نقص ها در مثنوی به چه علت است؟

شمس الحق نوشته:

جناب صدرا سلام بر شما
بیت مورد نظر حضرتعالی بر طبق نسخۀ چاپ سنگی نیکلسون چنین است :
چند دزدی عشر از علم کتیب / تا شود رویت مُلَوّن همچو سیب

کانال رسمی گنجور در تلگرام