گنجور

بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم
 

هم‌چو آن شیبان که از گرگ عنید

وقت جمعه بر رعا خط می‌کشید

تا برون ناید از آن خط گوسفند

نه در آید گرگ و دزد با گزند

بر مثال دایرهٔ تعویذ هود

که اندر آن صرصر امان آل بود

هشت روزی اندرین خط تن زنید

وز برون مثله تماشا می‌کنید

بر هوا بردی فکندی بر حجر

تا دریدی لحم و عظم از هم‌دگر

یک گره را بر هوا درهم زدی

تا چو خشخاش استخوان ریزان شدی

آن سیاست را که لرزید آسمان

مثنوی اندر نگنجد شرح آن

گر به طبع این می‌کنی ای باد سرد

گرد خط و دایرهٔ آن هود گرد

ای طبیعی فوق طبع این ملک بین

یا بیا و محو کن از مصحف این

مقریان را منع کن بندی بنه

یا معلم را به مال و سهم ده

عاجزی و خیره کن عجز از کجاست

عجز تو تابی از آن روز جزاست

عجزها داری تو در پیش ای لجوج

وقت شد پنهانیان را نک خروج

خرم آن کین عجز و حیرت قوت اوست

در دو عالم خفته اندر ظل دوست

هم در آخر عجز خود را او بدید

مرده شد دین عجایز را گزید

چون زلیخا یوسفش بر وی بتافت

از عجوزی در جوانی راه یافت

زندگی در مردن و در محنتست

آب حیوان در درون ظلمتست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام