گنجور

بخش ۱۸ - تفسیر یا حسرة علی العباد

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم
 

او همی گوید که از اشکال تو

غره گشتم دیر دیدم حال تو

شمع مرده باده رفته دلربا

غوطه خورد از ننگ کژبینی ما

ظلت الارباح خسرا مغرما

نشتکی شکوی الی الله العمی

حبذا ارواح اخوان ثقات

مسلمات مؤمنات قانتات

هر کسی رویی به سویی برده‌اند

وان عزیزان رو به بی‌سو کرده‌اند

هر کبوتر می‌پرد در مذهبی

وین کبوتر جانب بی‌جانبی

ما نه مرغان هوا نه خانگی

دانهٔ ما دانهٔ بی‌دانگی

زان فراخ آمد چنین روزی ما

که دریدن شد قبادوزی ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

هر کبوتر می پرد زی جانبی
وین کبوتر جانب بی جانبی

درست هست. مذهب و جانب هم قافیه نیستند

کانال رسمی گنجور در تلگرام