گنجور

بخش ۵۹ - نوشتن آن غلام قصه‌ی شکایت نقصان اجری سوی پادشاه

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم
 

قصه کوته کن برای آن غلام

که سوی شه بر نوشتست او پیام

قصه پر جنگ و پر هستی و کین

می‌فرستد پیش شاه نازنین

کالبد نامه‌ست اندر وی نگر

هست لایق شاه را آنگه ببر

گوشه‌ای رو نامه را بگشا بخوان

بین که حرفش هست در خورد شهان

گر نباشد درخور آن را پاره کن

نامه‌ی دیگر نویس و چاره کن

لیک فتح نامه‌ی تن زپ مدان

ورنه هر کس سر دل دیدی عیان

نامه بگشادن چه دشوارست و صعب

کار مردانست نه طفلان کعب

جمله بر فهرست قانع گشته‌ایم

زانک در حرص و هوا آغشته‌ایم

باشد آن فهرست دامی عامه را

تا چنان دانند متن نامه را

باز کن سرنامه را گردن متاب

زین سخن والله اعلم بالصواب

هست آن عنوان چو اقرار زبان

متن نامه‌ی سینه را کن امتحان

که موافق هست با اقرار تو

تا منافق‌وار نبود کار تو

چون جوالی بس گرانی می‌بری

زان نباید کم که در وی بنگری

که چه داری در جوال از تلخ و خوش

گر همی ارزد کشیدن را بکش

ورنه خالی کن جوالت را ز سنگ

باز خر خود را ازین بیگار و ننگ

در جوال آن کن که می‌باید کشید

سوی سلطانان و شاهان رشید



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.

وبلاگ دارید؟ به بازدیدکننده‏هایتان شعر هدیه بدهید!