گنجور

بخش ۵۷ - در تفسیر این آیت کی و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا و قوله یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم
 

زانک استعداد تبدیل و نبرد

بودش از پستی و آن را فوت کرد

باز حیوان را چو استعداد نیست

عذر او اندر بهیمی روشنیست

زو چو استعداد شد کان رهبرست

هر غذایی کو خورد مغز خرست

گر بلادر خورد او افیون شود

سکته و بی‌عقلیش افزون شود

ماند یک قسم دگر اندر جهاد

نیم حیوان نیم حی با رشاد

روز و شب در جنگ و اندر کش‌مکش

کرده چالیش آخرش با اولش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

ناورد را حکیم نظامی برای حرکت به کار می برده است .نورد را شایسته و سزاوار هم معنی می کنند و نانورد یعنی ناشایسته هم هست .

کانال رسمی گنجور در تلگرام