گنجور

بخش ۵۵ - در بیان آنک ترک الجواب جواب مقرر این سخن کی جواب الاحمق سکوت شرح این هر دو درین قصه است کی گفته می‌آید

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم
 

بود شاهی بود او را بنده‌ای

مرده عقلی بود و شهوت‌زنده‌ای

خرده‌های خدمتش بگذاشتی

بد سگالیدی نکو پنداشتی

گفت شاهنشه جرااش کم کنید

ور بجنگد نامش از خط بر زنید

عقل او کم بود و حرص او فزون

چون جرا کم دید شد تند و حرون

عقل بودی گرد خود کردی طواف

تا بدیدی جرم خود گشتی معاف

چون خری پابسته تندد از خری

هر دو پایش بسته گردد بر سری

پس بگوید خر که یک بندم بست

خود مدان کان دو ز فعل آن خسست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.

وبلاگ دارید؟ به بازدیدکننده‏هایتان شعر هدیه بدهید!