گنجور

بخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستن

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

انبیا گویند روز چاره رفت

چاره آنجا بود و دست‌افزار زفت

مرغ بی‌هنگامی ای بدبخت رو

ترک ما گو خون ما اندر مشو

رو بگرداند به سوی دست چپ

در تبار و خویش گویندش که خپ

هین جواب خویش گو با کردگار

ما کییم ای خواجه دست از ما بدار

نه ازین سو نه از آن سو چاره شد

جان آن بیچاره‌دل صد پاره شد

از همه نومید شد مسکین کیا

پس برآرد هر دو دست اندر دعا

کز همه نومید گشتم ای خدا

اول و آخر توی و منتها

در نماز این خوش اشارتها ببین

تا بدانی کین بخواهد شد یقین

بچه بیرون آر از بیضه نماز

سر مزن چون مرغ بی تعظیم و ساز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام