گنجور

بخش ۸۰ - قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

دید در ایام آن شیخ فقیر

مصحفی در خانهٔ پیری ضریر

پیش او مهمان شد او وقت تموز

هر دو زاهد جمع گشته چند روز

گفت اینجا ای عجب مصحف چراست

چونک نابیناست این درویش راست

اندرین اندیشه تشویشش فزود

که جز او را نیست اینجا باش و بود

اوست تنها مصحفی آویخته

من نیم گستاخ یا آمیخته

تا بپرسم نه خمش صبری کنم

تا به صبری بر مرادی بر زنم

صبر کرد و بود چندی در حرج

کشف شد کالصبر مفتاح الفرج

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام