گنجور

بخش ۶۱ - بیمار شدن فرعون هم به وهم از تعظیم خلقان

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

سجده‌ی خلق از زن و از طفل و مرد

زد دل فرعون را رنجور کرد

گفتن هریک خداوند و ملک

آنچنان کردش ز وهمی منهتک

که به دعوی الهی شد دلیر

اژدها گشت و نمی‌شد هیچ سیر

عقل جزوی آفتش وهمست و ظن

زانک در ظلمات شد او را وطن

بر زمین گر نیم گز راهی بود

آدمی بی وهم آمن می‌رود

بر سر دیوار عالی گر روی

گر دو گز عرضش بود کژ می‌شوی

بلک می‌افتی ز لرزه‌ی دل به وهم

ترس وهمی را نکو بنگر بفهم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.

وبلاگ دارید؟ به بازدیدکننده‏هایتان شعر هدیه بدهید!