گنجور

بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

آن یکی مرد دومو آمد شتاب

پیش یک آیینه دار مستطاب

گفت از ریشم سپیدی کن جدا

که عروس نو گزیدم ای فتی

ریش او ببرید و کل پیشش نهاد

گفت تو بگزین مرا کاری فتاد

این سؤال وآن جوابست آن گزین

که سر اینها ندارد درد دین

آن یکی زد سیلیی مر زید را

حمله کرد او هم برای کید را

گفت سیلی‌زن سؤالت می‌کنم

پس جوابم گوی وانگه می‌زنم

بر قفای تو زدم آمد طراق

یک سؤالی دارم اینجا در وفاق

این طراق از دست من بودست یا

از قفاگاه تو ای فخر کیا

گفت از درد این فراغت نیستم

که درین فکر و تفکر بیستم

تو که بی‌دردی همی اندیش این

نیست صاحب‌درد را این فکر هین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن خادمی نوشته:

معنی برخی اصطلاحات دشوار:

مستطاب: خوش و نیکو، پسندیده. عنوانی محترمانه در خطاب به شخصی.

کید: مکر و فریب و حیله. اما ظاهراً در اینجا به معنی ” تلافی کردن/ انتقام جویی” است.

طَراق: (اسم صوت) ‹تراک، تراغ›، صدا و آوازی که از کوفتن و شکستن یا ترکیدن چیزی برمی‌آید.

وِفاق:همراهی ، همکاری، موافقت، سازگاری .

امین کیخا نوشته:

با درود بر محسن خوشگزین درست می فرمایید بهره ها بردیم

امین کیخا نوشته:

و نیز چنین است لغت و السماء و الطارق ……..

امین کیخا نوشته:

کید به زبان گرشاسبنامه جادوگر و دانا هم می شود ، keed .

فرشته نوشته:

دومو : جوگندمی
آیینه دار : آرایشگر
وفاق : دوستی
در بیت ششم سیلی زن نهاد ، می به معنای من و مفعول است و «می بزن »یعنی مرا بزن.
در بیت نهم : «بیستم» به معنای توفق کردن یا تفکر روی مسیله است.

شمس الحق نوشته:

تصور نمیکنم چنین باشد سرکار فرشته خانم عزیز ، [می] در بیت ششم مفعول نیست و معنایش [من] نیست ، آنرا در دستور زبان فارسی قید گویند و به معنای [همی] است دخترم ، همی زن ، به آنکس که سیلی میزند میگوید سؤالت میکنم
جوابم را بده آنوقت همی زن یا به زدنم ادامه بده ، البته عاقبت همانست که شما فرمودید و مرا بزن میشود ، اما نه از آن طریقی که حضرتعالی گفتید و [می] به معنی من نیست .
فقط متوجه نشدم چرا فرمودید ” سیلی زن نهاد ” و این کلمه نهاد از کجا آمد ؟
دربیت نهم هم بیستم از مصدر ایستادن است و مخفف بایستم به معنی بمانم ، باشم ، میگوید خیال نکن که در این فکر و تفکر باشم . ممکن است آن تفکر کردن روی مسئله ای را بتوان قبول کرد اما کلمه توفق به چه معناست بانوی محترم ؟

احمد بهنامی نوشته:

بیت ششم، {سالت} اشتباه است، اصلاح شود به: سوالت.

کانال رسمی گنجور در تلگرام