گنجور

بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

تا بفرعون آمدند آن ساحران

دادشان تشریفهای بس گران

وعده‌هاشان کرد و پیشین هم بداد

بندگان و اسپان و نقد و جنس و زاد

بعد از آن می‌گفت هین ای سابقان

گر فزون آیید اندر امتحان

برفشانم بر شما چندان عطا

که بدرد پردهٔ جود و سخا

پس بگفتندش به اقبال تو شاه

غالب آییم و شود کارش تباه

ما درین فن صفدریم و پهلوان

کس ندارد پای ما اندر جهان

ذکر موسی بند خاطرها شدست

کین حکایتهاست که پیشین بدست

ذکر موسی بهر روپوشست لیک

نور موسی نقد تست ای مرد نیک

موسی و فرعون در هستی تست

باید این دو خصم را در خویش جست

تا قیامت هست از موسی نتاج

نور دیگر نیست دیگر شد سراج

این سفال و این پلیته دیگرست

لیک نورش نیست دیگر زان سرست

گر نظر در شیشه داری گم شوی

زانک از شیشه‌ست اعداد دوی

ور نظر بر نور داری وا رهی

از دوی واعداد جسم منتهی

از نظرگاهست ای مغز وجود

اختلاف مؤمن و گبر و جهود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام