گنجور

بخش ۲۰۶ - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

روی داود از فرش تابان شده

کوهها اندر پیش نالان شده

کوه با داود گشته همرهی

هردو مطرب مست در عشق شهی

یا جبال اوبی امر آمده

هر دو هم‌آواز و هم‌پرده شده

گفت داودا تو هجرت دیده‌ای

بهر من از همدمان ببریده‌ای

ای غریب فرد بی مونس شده

آتش شوق از دلت شعله زده

مطربان خواهی و قوال و ندیم

کوهها را پیشت آرد آن قدیم

مطرب و قوال و سرنایی کند

که به پیشت بادپیمایی کند

تا بدانی ناله چون که را رواست

بی لب و دندان ولی را ناله‌هاست

نغمهٔ اجزای آن صافی‌جسد

هر دمی در گوش حسش می‌رسد

همنشینان نشنوند او بشنود

ای خنک جان کو به غیبش بگرود

بنگرد در نفس خود صد گفت و گو

همنشین او نبرده هیچ بو

صد سؤال و صد جواب اندر دلت

می‌رسد از لامکان تا منزلت

بشنوی تو نشنود زان گوشها

گر به نزدیک تو آرد گوش را

گیرم ای کر خود تو آن را نشنوی

چون مثالش دیده‌ای چون نگروی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا نوشته:

یا جبال اوبی امر آمده

وَلَقَدْ آتَیْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَالطَّیْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِیدَ
به راستى داوود را از جانب خویش مزیتى عطا کردیم [و گفتیم] اى کوهها با او [در تسبیح خدا] همصدا شوید و اى پرندگان [هماهنگى کنید] و آهن را براى او نرم گردانیدیم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام