گنجور

بخش ۱۹۹ - تمثیل صابر شدن ممن چون بر شر و خیر بلا واقف شود

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

سگ شکاری نیست او را طوق نیست

خام و ناجوشیده جز بی‌ذوق نیست

گفت نخود چون چنینست ای ستی

خوش بجوشم یاریم ده راستی

تو درین جوشش چو معمار منی

کفچلیزم زن که بس خوش می‌زنی

همچو پیلم بر سرم زن زخم و داغ

تا نبینم خواب هندستان و باغ

تا که خود را در دهم در جوش من

تا رهی یابم در آن آغوش من

زانک انسان در غنا طاغی شود

همچو پیل خواب‌بین یاغی شود

پیل چون در خواب بیند هند را

پیلبان را نشنود آرد دغا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام