گنجور

بخش ۱۴۵ - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

داعی هر پیشه اومیدست و بوک

گرچه گردنشان ز کوشش شد چو دوک

بامدادان چون سوی دکان رود

بر امید و بوک روزی می‌دود

بوک روزی نبودت چون می‌روی

خوف حرمان هست تو چونی قوی

خوف حرمان ازل در کسب لوت

چون نکردت سست اندر جست و جوت

گویی گرچه خوف حرمان هست پیش

هست اندر کاهلی این خوف بیش

هست در کوشش امیدم بیشتر

دارم اندر کاهلی افزون خطر

پس چرا در کار دین ای بدگمان

دامنت می‌گیرد این خوف زیان

یا ندیدی کاهل این بازار ما

در چه سودند انبیا و اولیا

زین دکان رفتن چه کانشان رو نمود

اندرین بازار چون بستند سود

آتش آن را رام چون خلخال شد

بحر آن را رام شد حمال شد

آهن آن را رام شد چون موم شد

باد آن را بنده و محکوم شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام