گنجور

بخش ۱۴۴ - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

انبیا گفتند با خاطر که چند

می‌دهیم این را و آن را وعظ و پند

چند کوبیم آهن سردی ز غی

در دمیدن در قفض هین تا بکی

جنبش خلق از قضا و وعده است

تیزی دندان ز سوز معده است

نفس اول راند بر نفس دوم

ماهی از سر گنده باشد نه ز دم

لیک هم می‌دان و خر می‌ران چو تیر

چونک بلغ گفت حق شد ناگزیر

تو نمی‌دانی کزین دو کیستی

جهد کن چندانک بینی چیستی

چون نهی بر پشت کشتی بار را

بر توکل می‌کنی آن کار را

تو نمی‌دانی که از هر دو کیی

غرقه‌ای اندر سفر یا ناجیی

گر بگویی تا ندانم من کیم

بر نخواهم تاخت در کشتی و یم

من درین ره ناجیم یا غرقه‌ام

کشف گردان کز کدامین فرقه‌ام

من نخواهم رفت این ره با گمان

بر امید خشک همچون دیگران

هیچ بازرگانیی ناید ز تو

زانک در غیبست سر این دو رو

تاجر ترسنده‌طبع شیشه‌جان

در طلب نه سود دارد نه زیان

بل زیان دارد که محرومست و خوار

نور او یابد که باشد شعله‌خوار

چونک بر بوکست جمله کارها

کار دین اولی کزین یابی رها

نیست دستوری بدینجا قرع باب

جز امید الله اعلم بالصواب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

یوسف نوشته:

بیت چهارم
ماهی از سر گَنده گردد نی ز دم
لطفا تصحیح بفرمایید

گمنام-۱ نوشته:

و نگفید فتنه از کجا بر می خیزد؟؟
از عمامه یا زخم؟؟

مینا نوشته:

آیا می دانستید که حتا بسیاری از اهل ادب و کتاب نیز ضرب المثل زیر را که از گفته های مولانا است نادرست می خوانند و نادرست می فهمند ؟

مولانا می فرماید : ماهی از سر گنده گردد، نِی ز د ُم

و این گروه که از آن یاد کردیم آن را چون این می فهمد که ماهی نه از قسمت د ُم بلکه از ناحیه ی سر است که می گَندد ( که به خودی خود معنایی غیر عادی دارد و با علم جانور شناسی نیز نمی خواند ). این نادرستی در خواندن و دریافتن، نتیجه ی کم توانی خط فارسی در نمایاندن صدای حروف است.

معنی اصلی این ضرب المثل آن است که ماهی از سمت سر خود رشد می کند و بزرگ می شود ( گُنده می شود ) و نِی ( که گیاهی است که در کنار رودخانه و دریا می روید ) از قسمت پایین خود که در درون آب قرار دارد قوی و کلفت می شود.

آریا ادیب

علی نوشته:

با سلام. معنی که سرکار خانم مینا از مصراع دوم داشتند جالب بود. تا حالا اینطوری نخونده بودمش. اما اگر این معنی رو در نظر بگیریم که اول در مورد رشد ماهی و بعد رشد نی گفته، اونوقت ارتباط معنی مصراع دوم با مصراع اول کاملا قطع میشه. یعنی اینکه ماهی از سر رشد میکنه و نی از دم، ارتباطی با عقل اول و عقل دوم نداره. بنظر میاد که نی به معنی نه باشه. یعنی همونطور که ماهی از سر رشد میکنه و نه از دم، عقل اول هم بر عقل دوم برتری و اولویت داره.

بهکام بختیارى نوشته:

باورم تا انجایى که دهنم قد مى دهد این بیت کامل از مولوى گرانقدر چنین بوده است:
مغز اول (پیامبر)راند برمغز دُیُم(على)
ماهى ازسرگَنده گردد؛ نى ز دُم

رها نوشته:

ماهی از سر کنده گردد نی ز دم، به نظر میرسد در این مصرع، واژه کنده درست باشد نه گنده. کندیدن به معنای حرکت کردن نیز به کار میرود کما اینکه در ادبیات عامه امروز نیز مرسوم است. بنابراین این مصرع اشاره به حرکت دارد که ماهی از سمت سر حرکت میکند و نه از دم.

محمد ادیب نیا نوشته:

آری چنین به نظر می رسد که در این بیت مذکور معنی اصلی این ضرب المثل آن است که ماهی از سمت سر خود رشد می کند و بزرگ می شود ( گُنده می شود ) و بعد دُم آن به تبعیت از سر به رشد و حرکت خود ادامه می دهد. و جناب مولانا این ضرب المثل را بدانجهت زده است که حکما معتقدند که نفس اول به تبعیت از عقل اول جنبه فاعلیت داشته و نقش محرّک و هدایت کنندگی دارد و نفس دوم به تبعیت از عقل دوم جنبه قابلیت داشته و متحرک بوده و به رشد و حرکت و نمو و حیات خود ادامه می دهد. بنابراین نفس اول به مثابه سر ماهی جنیه فاعلیت در حرکت دارد و نفس دوم به مثابه دُم ماهی است که جنبه قابلیت در پذیرش حرکت داشته و بدین ترتیب سر و دُم ماهی (نفس اول و نفس دوم ) به رشد و بالندگی خود می رسند. و ماهی نیز در نظر مولانا وجود انسان کاملی است که از آب حیات در بحر کبریای وجود برخوردار است. هست قرآن حال های انبیا *** ماهیان بحر پاک کبریا. والله اعلم بالصواب ….

کانال رسمی گنجور در تلگرام