گنجور

بخش ۱۳۳ - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

قوم گفتند ای نصوحان بس بود

اینچ گفتید ار درین ده کس بود

قفل بر دلهای ما بنهاد حق

کس نداند برد بر خالق سبق

نقش ما این کرد آن تصویرگر

این نخواهد شد بگفت و گو دگر

سنگ را صد سال گویی لعل شو

کهنه را صد سال گویی باش نو

خاک را گویی صفات آب گیر

آب را گویی عسل شو یا که شیر

خالق افلاک او و افلاکیان

خالق آب و تراب و خاکیان

آسمان را داد دوران و صفا

آب و گل را تیره رویی و نما

کی تواند آسمان دردی گزید

کی تواند آب و گل صفوت خرید

قسمتی کردست هر یک را رهی

کی کهی گردد بجهدی چون کهی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام