گنجور

بخش ۹۰ - ترسیدن کودک از آن شخص صاحب جثه و گفتن آن شخص کی ای کودک مترس کی من نامردم

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم
 

کنک زفتی کودکی را یافت فرد

زرد شد کودک ز بیم قصد مرد

گفت ایمن باش ای زیبای من

که تو خواهی بود بر بالای من

من اگر هولم مخنث دان مرا

همچو اشتر بر نشین می‌ران مرا

صورت مردان و معنی این چنین

از برون آدم درون دیو لعین

آن دهل را مانی ای زفت چو عاد

که برو آن شاخ را می‌کوفت باد

روبهی اشکار خود را باد داد

بهر طبلی همچو خیک پر ز باد

چون ندید اندر دهل او فربهی

گفت خوکی به ازین خیک تهی

روبهان ترسند ز آواز دهل

عاقلش چندان زند که لا تقل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام