گنجور

بخش ۴۹ - وحی کردن حق تعالی به موسی علیه السلام کی چرا به عیادت من نیامدی

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم
 

آمد از حق سوی موسی این عتاب

کای طلوع ماه دیده تو ز جیب

مشرقت کردم ز نور ایزدی

من حقم رنجور گشتم نامدی

گفت سبحانا تو پاکی از زیان

این چه رمزست این بکن یا رب بیان

باز فرمودش که در رنجوریم

چون نپرسیدی تو از روی کرم

گفت یا رب نیست نقصانی ترا

عقل گم شد این سخن را برگشا

گفت آری بندهٔ خاص گزین

کشت رنجور او منم نیکو ببین

هست معذوریش معذوری من

هست رنجوریش رنجوری من

هر که خواهد همنشینی خدا

تا نشیند در حضور اولیا

از حضور اولیا گر بسکلی

تو هلاکی زانک جزوی بی کلی

هر که را دیو از کریمان وا برد

بی کسش یابد سرش را او خورد

یک بدست از جمع رفتن یک زمان

مکر دیوست بشنو و نیکو بدان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

فریدون نوشته:

در شرح مثنوى گلپینارلى آورده
از حضور اولیا گر بُسکلى

امین کیخا نوشته:

افریدونا سکلیدن همان گسیلدن است

کانال رسمی گنجور در تلگرام