گنجور

بخش ۴۵ - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم
 

گفت جالینوس با اصحاب خود

مر مرا تا آن فلان دارو دهد

پس بدو گفت آن یکی ای ذو فنون

این دوا خواهند از بهر جنون

دور از عقل تو این دیگر مگو

گفت در من کرد یک دیوانه رو

ساعتی در روی من خوش بنگرید

چشمکم زد آستین من درید

گرنه جنسیت بدی در من ازو

کی رخ آوردی به من آن زشت‌رو

گر ندیدی جنس خود کی آمدی

کی بغیر جنس خود را بر زدی

چون دو کس بر هم زند بی‌هیچ شک

در میانشان هست قدر مشترک

کی پرد مرغی مگر با جنس خود

صحبت ناجنس گورست و لحد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرش تبرستانی نوشته:

روزی جالینوس به دوست خود گفت فلان دارو را به من بده دوستش جواب داد آن دارو برای دیوانگان است تو چرا آن را می خواهی؟ گفت دیوانه ای به سمت من آمد و با من شوخی و بازی کرد اگر من سالم هستم پس چرا او جذب من شد؟ در این بخش و بخش های پیرامون مولوی اشاره می کند که هر چیزی هم جنس خود را جذب و تایید می کند و از مخالف خود گریزان است
گر ندیدی جنس خود کی آمدی
کی بغیر جنس خود را بر زدی
چون دو کس بر هم زند بی‌هیچ شک
در میانشان هست قدر مشترک
کی پرد مرغی مگر با جنس خود
صحبت ناجنس گورست و لحد
بنابراین اگر شخص نادانی از ما به بدی یاد کرد نباید رنجیده خاطر شد بلکه می توان اطمینان بیشتری حاصل کرد که در راه درستی گام بر میداریم
پس اگر ابلیس هم ساجد شدی
او نبودی آدم او غیری بدی
پس سجود هر ملک میزان اوست
هم جحود آن عدو برهان اوست
هم گواه اوست اقرار ملک
هم گواه اوست کفران سگک
اشاره می کند که اگر شیطان به آدم سجده می کرد باید به مقام انسان شک می کردیم ولی سجده فرشتگان و دشمنی شیطان هر دو به معنای تایید انسان هست

کانال رسمی گنجور در تلگرام