گنجور

بخش ۱۰۷ - جواب اشکال

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم
 

این بداند کانک اهل خاطرست

غایب آفاق او را حاضرست

پیش مریم حاضر آید در نظر

مادر یحیی که دورست از بصر

دیده‌ها بسته ببیند دوست را

چون مشبک کرده باشد پوست را

ور ندیدش نه از برون نه از اندرون

از حکایت گیر معنی ای زبون

نی چنان کافسانه‌ها بشنیده بود

همچو شین بر نقش آن چفسیده بود

تا همی‌گفت آن کلیله بی‌زبان

چون سخن نوشد ز دمنه بی بیان

ور بدانستند لحن همدگر

فهم آن چون مرد بی نطقی بشر

در میان شیر و گاو آن دمنه چون

شد رسول و خواند بر هر دو فسون

چون وزیر شیر شد گاو نبیل

چون ز عکس ماه ترسان گشت پیل

این کلیله و دمنه جمله افتراست

ورنه کی با زاغ لک‌لک را مریست

ای برادر قصه چون پیمانه‌ایست

معنی اندر وی مثال دانه‌ایست

دانهٔ معنی بگیرد مرد عقل

ننگرد پیمانه را گر گشت نقل

ماجرای بلبل و گل گوش دار

گر چه گفتی نیست آنجا آشکار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی نوشته:

گشت نقل یعنی نقل شد

محمدش نوشته:

مولانا این اشکال را مطرح کرده که بارداری مریم برای مردم مشخص نبوده و اصلاً مادر یحیی کجا مادر عیسی را دیده است؟ مشابه این اشکالات را در موارد دیگر هم می توان مطرح کرد. مثلاً اگر آدم و حوا انسان دیگری را ندیده بودند، چه تصوری از مرگ و بقا داشتند؟ فرمانروایی چه معنایی برای آن دو و هابیل و قابیل داشته؟ فرزندان آدم با که ازدواج کردند؟
http://setude.blogfa.com/post/69

کانال رسمی گنجور در تلگرام