گنجور

بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

یک دو پندش داد طوطی بی‌نفاق

بعد از آن گفتش سلام الفراق

خواجه گفتش فی امان الله برو

مر مرا اکنون نمودی راه نو

خواجه با خود گفت کین پند منست

راه او گیرم که این ره روشنست

جان من کمتر ز طوطی کی بود

جان چنین باید که نیکوپی بود

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر